عبد الحسين نوايى
221
دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )
ژاندارمرى خزانه و استخدام ماژور استوكس نبودن هيچگونه قواى انتظامى ، كه كمك و معاونت مامورين وصول ماليات را به عهده بگيرد ، مستشار آمريكائى را به اين فكر انداخت كه قواى منظم مسلحى ورزيده و مشقكرده تهيه نمايد . تا بتوانند در اجراى وصول مالياتها ، مامورين وزارت ماليه را كمك كنند . وى نام اين قوه كوچك ، ولى منظم ، را به مناسبت ارتباطش با كار ماليات و خزانهدارى « ژاندارم خزانه » گذارد . هيئت دولت با اين تصميم موافق بود و وكلاى مجلس هم موافقت كردند . اصل موضوع درست شد . ولى در باب تصدى رياست اين قوهء منظم بحث و جنجال عجيبى درگرفت كه جنبهء سياسى و ديپلوماسى پيدا كرد . توضيح اينكه رياست اين هيئت قاعدة مىبايست با شخصى باشد كه به جغرافيا و زبان و اخلاق و روحيات مردم ايران اطلاع كافى داشته و ضمنا اصول و قواعد فن نظام و مشق و تيراندازى و ساير امور مربوط بدان را به خوبى بداند . پيدا كردن چنين فردى قابل مطالعه بود . شوستر ماژور استوكس را براى اين مطلب در نظر گرفت . استوكس يك صاحبمنصب جوان انگليسى بود كه در طهران سمت وابستهء نظامى داشت . وى از 4 سال به اين طرف در ايران زندگى كرده بود و به زبان فارسى آشنائى كامل داشت و چون طبعا خود از لحاظ فكر و عقيدهء سياسى جزو ليبرالها بود ، نسبت به آزاديخواهان ايران علاقه نشان مىداد و هم او بود كه در روز بمباران مجلس به ايرانيانى كه مورد خطر از طرف محمد على شاه واقع شده بودند پناه داد و در سفارت را بر روى ايشان باز گذاشت . وى در طى خدمت خود ، در سفارت انگلستان هميشه با نمايندگان سياسى انگليس ، بهخصوص با مستر مارلينك ، اختلاف نظر پيدا مىكرد .