عبد الحسين نوايى

206

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

سپهدار كالسكه خود را پى خزانه‌دار فرستاد كه من و وزير ماليه منتظريم . شوستر نيز رفت و پس از مذاكرات دانست « كه اگر پول نرسد افواج شورش خواهند كرد و جان همه در خطر است ! ! » و مبلغ مختصرى ، در حدود چهارصد و شصت‌هزار تومان ، براى رفع اين خطر عظيم ! ! لازم است . خزانه‌دار خيلى صريح و قطعى گفت « غيرممكن است ! » . سپهدار اولين‌بارى بود كه چنين جوابى مىشنيد و چون توضيح خواست ، خزانه‌دار گفت « آيا راهى به نظر شما مىرسد كه از سنگ خون بيرون بياوريد ؟ » « 1 » سپهدار فقط گفت : « وجه بايد فراهم شود ! » متعاقب همين رنجشها ، روز 17 جمادى الثانيه ، يعنى دو روز بعد از تصويب اختيارات 23 جوزا ، سپهدار در مجلس از اين وضع اظهار دلتنگى نمود . اما نمايندگان دموكرات شديدا از وضع كار مستشاران امريكائى پشتيبانى كردند و سپهدار كه خود بالطبع مردى عصبانى و تند بود سخت برآشفت و از مجلس بيرون آمده « به همراهى يك دسته سوار گارد كه نزديك در مجلس انتظارش را داشتند » حركت كرده به كالسكه‌چى فرمانداد « برو به فرنگستان » و سه روز بعد ، مسافر فرنگستان به رشت رسيد و همان‌جا ماند و كماكان در رشت بود تا روز دوازدهم رجب كه دوباره به طهران بازگشت . در مدت اعتراض و قهر او ، دائما وزراء به او تلگراف مىكردند كه تكليف آنان را معلوم كند كه بمانند يا استعفا كنند . بالاخره سپهدار به طهران آمد و چون مقدمات بازگشت محمد على شاه به ايران متواتر بلكه مسلم شده بود از رياست كابينه استعفا كرده كابينهء ديگرى تشكيل داد . يك استقراض قانونى ديگر هرگونه اصلاح اجتماعى و ادارى محتاج به پول است . در خزانهء آن روزگار

--> ( 1 ) - ضرب المثل امريكائى ، كتاب اختناق ايران ص 114 چاپ اول