عبد الحسين نوايى

179

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

سران تنگستانى را بر ضد حكام محلى به شورش واداشته بود و سراسر راه شيراز به بوشهر در دست دزدان و ياغيان بود . به‌طوريكه پست بوشهر را از راه بغداد يا اهواز مىفرستادند . وضع بندر لنگه هم بهتر از اينها نبودند . در اين شهر ، چندى پيش از اين تاريخ يعنى در اواخر برج سبلهء سال گذشته ، صولة الملك حاكم بستك به اندازه‌اى نسبت به مردم ظلم و تعدى كرده و فشار آورده بود كه مردم به طيب خاطر غلامحسين - خان‌نامى از دشمنان او را دعوت كردند تا حاكم ظالم را از شهر براند و غلامحسين - خان وارد لنگه شده حاكم را بيرون كرد و درعوض مقدار معتنابهى از مردم پول گرفت و سپس از خود نايبى در محل گذاشته از بستك حركت كرد . در اين تاريخ ، يعنى يك سال بعد از آن وقايع ، غلامحسين خان از بستك به قصد بندر لنگه حركت كرد و پس از جمع آوردن ساير راهزنان و ياغيان ، عدهء آنها در حدود 3000 نفر شده عازم حمله به بندر شدند . از طرف مأمورين دولتى ، قوايى براى جلوگيرى از اشرار فرستاده شد . ولى اين عده شكست خوردند و اشرار درصدد هجوم به لنگه برآمدند . قونسول نايب انگليس از مقامات سياسى و نظامى دولت خويش طلب كمك و آمدن كشتى نمود . در 24 اكتبر ، كشتى جنگى « فكس » با صاحبمنصب ارشد بحرى ، وارد لنگه شد و چون اردوى دولتى از شورشيان شكست خورده بود ، تعداد 160 نفر از بحريهء انگليس با چهار عراده توپ از كشتى براى حفظ شهر پياده شدند . متعاقب اين قضيه خبر رسيد كه يكى از شيوخ ساحل خليج نيز خيال حمله به لنگه را دارد . كشتى ديگر انگليسى به نام اوين براى دفع آنها فرستاده شد و پس از دفع مقاومت قواى شيخ ، سه كشتى بادى وى به دست انگليسيها افتاد كه اسراى آنها را آزاد كردند . اين اغتشاشات كه در سراسر جنوب ، در كرمان ، راه‌هاى ارتباطى شيراز ، دشت ارژن ، ناحيهء ممسنى و نقاط مركزى يزد و اصفهان برپا بود بهانهء بزرگى به دست انگليسىها داد كه نيروى خود را در جنوب ايران پياده كرده مستقر شوند .