عبد الحسين نوايى

134

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

پس از اعلان مشروطه و شروع انتخابات وى به طهران آمده جزو وكلاى اعيان وارد مجلس شد . اما تكبر و نخوت بىاندازه وى را طورى جسور و گستاخ نموده بود كه در مجلس هم رعايت نظامات را نكرده و گوش به اخطار و تذكار سايرين نمىداد . مثلا روزى به عنوان اين‌كه ناصر الدين شاه نامه‌اى در خواب به دو داده كاغذى از جيب درآورده به يكى از تماشاچيان داد تا بخواند و هرچه رئيس و وكلا اصرار كردند كه برطبق نظامنامه به توسط منشيهاى مجلس قرائت شود گوش نداد . محور صحبت وى در مجلس يكى مخالفت با مرتضى قلى خان صنيع الدوله رئيس مجلس بود ديگر دشمنى با بلژيكيها مستخدمين گمرك و اين دو موضوع هر - يك علتى خاص و مفصل دارد كه اينجا مجال ذكر آن نيست . بالاخره سعد الدوله از مجلس به عنوان تعرض كناره‌گيرى كرده به دربار نزديك شد و مردم كه فهميدند كه بيهوده روزى او را ابو المله خوانده بودند ، همه‌جا وى را از جملهء محركين محمد على شاه به بدرفتارى با مجلس مىشمردند و مجلسيان نيز او را در عداد امير بهادر و شاپشال و مجلل السلطان آورده عزل و طردش را از مجلس مىخواستند و همانگاه كه امير بهادر به سفارت روسيه تزارى ملتجى شد وى نيز به سفارت هلند پناه برد . پيش از بمباران مجلس و روى كار آمدن مستبدين ، وى به وزارت خارجه رسيد و از ابتداى كار مواجه با اعتصاب دسته‌جمعى اعضاء وزارت خارجه گرديد . وى در اين كابينه در غياب ناصر الملك كفالت رياست وزرا هم داشت اين كابينه مصادف شد با ختم جنگهاى تبريز و ورود قشون روس به آنجا و حركت قواى مليون از گيلان و اصفهان به منظور تصرف پايتخت . اما ختم جنگهاى تبريز به‌طورىكه كم‌وبيش اطلاع دارند بر اثر وخامت وضع شهر بود و كميابى آذوقه كه معلول محاصرهء شديد و بسته شدن راههاى تبريز از