عبد الحسين نوايى

102

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

مىنمود يك تن انگليسى بود به نام داويد فريزر كه به عنوان مخبرى روزنامه‌هاى انگليسى چندى در ايران مىزيست و چون تمايل به روسها داشت و به سياست تزارى علاقه‌مند بود نسبت به دشمنان استبداد و آزاديخواهان كينه‌اى فراوان داشت . بالاخره چون بحث به درازا كشيد ، جلسه به وساطت حاضرين ختم گرديد . نويسندهء مقالهء مخالف ايرانيان در تايمز هم همين شخص بوده كه به جاى نويسندهء مسائل خارجى چند روزى در تايمز مقاله مىنوشت . روزنامه‌هاى لندن ، كه چنين حرارتى از ايرانيان و استقبالى از انگليسها در اين مورد ديدند ، هريك مقالاتى در باب ايران نوشتند . از آن جمله روزنامهء ليبرال ديلى نيوز مقاله‌اى بسيار تند نوشت . همچنين ، مورنينگ پست كه با تقىزاده مصاحبه كرده مقالهء جامعى انتشار داد . براون و ساير دوستان ايران ميل داشتند كه تقىزاده در شهرهاى انگليس براى مردم راجع به ايران نطق نمايد و ضمنا براون خيلى متأسف بود كه چرا وى لباس اروپائى پوشيده و عبا و عمامه را ترك گفته است . چه وى معتقد بود كه در آن صورت تأثير سخنان ايشان چندين برابر مىشد . در همين جريانات بود كه از طرف مشهدى محمد تقى صادق اوف عضو كميتهء باكو تلگرافى به تقىزاده رسيد كه « بيائيد و گرنه كارها از دست مىرود » . تقىزاده تصميم به حركت گرفت و به قول براون « معركه داشت گرم مىشد » كه عزم سفر تبريز پيش آمد . پس از اين واقعه ، براون اعلانى كرد كه چون تقىزاده قصد مسافرت دارد ( چون سفر او مخفيانه بود ) در تالار مدرسهء كميمبريج جلسه‌اى منعقد خواهد شد . در آن جلسه او نطقى كرد و فرداى آن روز ، بىآنكه كسى جز براون از قصد تقىزاده آگاه باشد ، وى به پاريس رفت تا از آنجا به تبريز برود .