سيسيل جان ادموندز / بارون دوبد / ولادمير مينورسكى ( مترجم : اسكندر بهاروند و ليلى بختيارى )
71
دو سفرنامه درباره لرستان ( ورساله لرستان ولرها " مينورسكى " ) ( فارسى )
بينى و پيشانىاش را پاك مىكند و اينطور كه پيداست اين دستمال سالهاست بدون اينكه شسته شود اين وظيفه را انجام ميدهد . معمولا عمق آب در بستر رودخانه در حدود سه تا ده سانتيمتر است . من گودالى پيدا كردم و در آن شيرجه رفتم و چقدر لذت - بخش بود كه عمق آن را بيشتر از اندازهء خود يافتم . در حدود چهل متر بالاتر بجستجو پرداختم و در جائى كه صخرهها به طرف پائين آمده است گودال مناسبى يافتم كه آب زلالى دارد ژرفاى آن در حدود سه متر و پهناى آن باندازهاى است كه يك نفر براحتى ميتواند در آن شناگرى كند . آنجا در آفتاب دراز كشيدم ، ماهيهاى كوچك بيشمار به شست پايم نوك ميزدند . سپس به چادر خود كه به صورتى آزاردهنده گرم بود بازگشتم و كوشش نمودم كه از ساعت 10 صبح تا 3 بعدازظهر بخواب بروم . از بخت بد دندان دردى كه ماهها بسراغم نيامده بود شروع شد و قرص آسپيرين را هم فراموش كرده بودم كه در جعبهء دارو بگذارم . بعدازظهر دوباره به راه خود ادامه داديم . ساعت 15 / 8 برودخانهء منگره رسيديم . اين رود با سرعت در درهء كوچكى كه ظاهرا همهء اطراف آن محصور است جريان دارد . روى صخره شمالى بقاياى دو قلعه بنام قلعه الون شاه ديده مىشود و كمى پائينتر خرابهء امامزاده امير سيف قرار دارد . هنگامى كه هوا تاريك شده بود از خرابههائى گذشتيم كه قلعه ونهاى ناميده ميشد . مير محمد شاه برايم از سنگى گفت كه مردى سواره را نشان ميداده و سه قطعه بوده است . او گفت يكى از آنها راقندى 7 دزديد و دوتاى ديگر را كه زير شنها پنهان كرده بودند گم شده است . پنجم ژوئيه ساعت 5 صبح به راه افتاديم و از صخره عظيم كولآب ( كه در جائى ديگر توضيح داده شده ) بالا رفتيم . بالاى گدار هيسور روى لبهء باريكى كه تشكيل يك گذرگاه را ميدهد مير اسد خان با ريش سياه و لباسهاى يكپارچه سياه با دو پسرش پياده به استقبال ما آمد و با جملاتى نظير خدمتگزاريم ، جانفشانيم و خدمت ميكنيم خوشآمد گفت . يك آسياى قديمى را به من نشان داد كه با