سيسيل جان ادموندز / بارون دوبد / ولادمير مينورسكى ( مترجم : اسكندر بهاروند و ليلى بختيارى )
69
دو سفرنامه درباره لرستان ( ورساله لرستان ولرها " مينورسكى " ) ( فارسى )
يادداشتهاى سفر دزفول به منگره ژوئيهء 1917 سوم ژوئيه حركت به طرف مال 1 داراب خان در صالحآباد . در آخرين لحظه سه نفر گروگان 2 كه هر يك از يك خانواده سرشناس گرفته شده بود در بازار دزفول ناپديد شدند و مهر على خان برادر سرتيپ 3 كه مرا همراهى مينمود مجبور شد كه منتظر آنها بماند . افراد داراب خان در زير كولا ( نوعى سايبان كه از شاخ و برگ درختان فراهم گرديده بود ) گرد آمده بودند . آب در اطراف كولا در جريان بود و هوا را خنك مىكرد . مهر على خان كه پس از پيدا كردن گروگانها ، تمام راه را چهارنعل تاخته بود . به زودى وارد شد . لحظهاى بعد مير محمد شاه خان 4 كه جالبترين شخصيت طايفه مير است سواره وارد شد . او به طرز عجيبى تعظيم مىكند ، باينصورت كه كف دستهايش را به طرف بالا و در سطح ناف قرار ميدهد و آنگاه خم مىشود . داراب خان با گفتن « خداحافظ » به او خوشآمد گفت ( تعارفى كه لرها هم بهنگام خداحافظى و در موقع وارد شدن به كار مىبرند ) . گفتگو با خنده و شوخى توأم بود و مخصوصا به باغى كه مادر مهر على خان در نواحى منگره خريده بود مربوط ميشد . از زمان خريدارى آن باغ تاكنون مناسبات خوانين سگوند با مير خوب نبوده است ولى بهرحال انجام آن معامله هوشيارى مادربزرگ را بثبوت مىرساند .