سيسيل جان ادموندز / بارون دوبد / ولادمير مينورسكى ( مترجم : اسكندر بهاروند و ليلى بختيارى )

62

دو سفرنامه درباره لرستان ( ورساله لرستان ولرها " مينورسكى " ) ( فارسى )

در جنگ دوم جهانى هم راه‌آهن و هم راه سرتاسرى بوسيله قواى متفقين مورد بهره‌بردارى قرار گرفت ) براى انگلستان حياتى بود . از اينرو ، مأمورين انگليسى بسيار كوشيدند تا اين آرزو را برآورده كنند و سرانجام با روى كار آمدن رضا خان به آرزوى خود رسيدند . همزمان با ويلسون ، ادموندز ( C . j . Edmonds ) در سال 1913 ميلادى وارد ايران شد و به عنوان مأمور سياسى به جنوب غربى ايران اعزام شد و بيشتر در اهواز ، دزفول و خرمشهر فعاليت داشت ، و در همين زمان بود كه به لرستان مسافرت كرد . بنابراين كتابى كه هم‌اكنون در دست داريد ترجمه يادداشتهاى مسافرت نامبرده به لرستان است كه تحت عنوان « Notes On Luristan » 1917 براى شركت نفت انگليس - ايران تهيه گرديده و در آن زمان جزو اسناد محرمانه بوده است . ادموندز در اين سفر ضمن مذاكره با سران ايلات لرستان ، زمينه عبور يك كاروان را از طريق لرستان فراهم كرد . اما اين كاروان كه شامل چند هزار رأس قاطر و الاغ ( حامل اجناس انگليسى ) بود ، به محض ورود به ميانكوه بالا گريوه بوسيله لرها بتاراج رفت . اجناس اين كاروان متعلق به برادران لينج ( Lynch ) بود كه جاده خوزستان - اصفهان را در اختيار داشتند . از اينرو لرها غارت اين كاروان را مبدأ تاريخ قرار داده و آن را « سال لنچ » مىنامند . بهرحال اين شكست ادموندز را آزرده ساخت بطورى كه ناراحتى او در سراسر يادداشتهايش هويداست . بدون ترديد ادموندز در بسيارى از موارد در حق ميزبانان خود كه با سادگى و به آئين ايلياتى از وى پذيرائى كرده كمال بىانصافى را روا داشته است . تصويرى كه وى از لرها ارائه ميدهد يك جانبه و دور از حقيقت است . از آنجائى كه او نتوانسته است سياست‌هاى امپرياليستى دولت متبوع خود را اجرا كند ، بناچار تمام كاسه و كوزه‌ها را بر سر لرها شكسته و آنها را « ابن الوقت ، و خوك صفت » ميداند ( ر ك : لرستان : پيشكوه و بالاگريوه ) تا جائى كه مترجم آگاهى دارد فقط نامبرده و يكى ديگر از همكاران او بنام ويلسون درباره لرها چنين داورى كرده‌اند . در مصاحبه‌هائى كه خود در سال‌هاى 1973 و 1977 با ادموندز داشتم ، علت اين پندار