سيسيل جان ادموندز / بارون دوبد / ولادمير مينورسكى ( مترجم : اسكندر بهاروند و ليلى بختيارى )

29

دو سفرنامه درباره لرستان ( ورساله لرستان ولرها " مينورسكى " ) ( فارسى )

صوتى شده است و متذكر گرديده است كه گرچه واژه‌هاى عربى در زبان لرى فراوانند ولى اين زبان خالى از ويژگيهاى آوائى زبان عرب مانند خ - ش - ق - ف و ك مىباشد . الف - صرف و نحو : علائم جمع در زبان لرى بختيارى عبارت از گل - يل و ال مىباشد . چنان كه « آنها » تبديل به آنگل مىشود . علائم حالت مفعولى نيز عبارتند از « ا » و « ن » كه بجاى « را » زبان فارسى به كار برده مىشوند . مثلا اين را گفت در زبان لرى بختيارى مىشود « يون گت » . براى درست كردن زمان حال در زبان لرى بختيارى « ا » بجاى « مى » فارسى به كار برده مىشود . مانند مىخوريم كه در زبان لرى مىشود « اخوريم » . همچنين « ايمو » در زبان لرى بختيارى معادل « يم » كه علامت جمع در زبان فارسى است مىباشد . چنان كه مى - خوريم تبديل مىشود به اخوريمو . براى درست كردن فعل ماضى معلوم در زبان لرى ، مانند زبان فارسى ، ضماير شخصى به آن اضافه مىكنند كه البته اين با لهجه كردى و غالب لهجه‌هاى ديگر ايرانى ( منجمله لهجه فارسى ) كه در آنها فعل ماضى حالت انفعالى به خود مىگيرد مغايرت دارد . « * » ب - لغت : در زبان لرى ريشه افعال زمان گذشته و حال معمولا همان است كه در زبان فارسى است ولى در زبان لرى گاهى به ريشه افعال و لغاتى برخورد مىكنيم كه در زبان فارسى وجود ندارد مانند اونم يا وندنم ( انداختن ) ، تر واترم ( توانستن ) و تى يه ( چشم ) . بايد يادآور شد كه تعدادى واژه مغولى نيز در زبان لرى رخنه پيدا كرده است كه بعضى از آنها هنوز مورد استفاده هستند مانند توشمال ( رئيس قبيله ) كه از اصطلاح مغولى توشميل ( مأمور رسمى ) گرفته شده است ، و قيطول ( افراد محافظ خان ) و كرن يعنى اردوگاه يا منزلگاه .

--> * مؤلف در بيان ساخت‌هاى دستورى دچار اشتباهاتى شده است ( مترجم )