سيد على آل داوود
45
دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى )
بيشتر از آن دشت چمن و مرتع دواب « 1 » و اغنام و محل سكناى ايلات « عرب » و « نفر » و « نانكلى » است . و آب رودخانه بندامير بسيار پرزور ليكن در اين فصل كه ابتداى ميزان است آبش قدرى روى به قصور نهاده كه گوئى مات و از جريان افتاده است . و اين رودخانه را قنطره و معبرى نيست سواى پل خان و بندامير و بندميمون . و آنچه پهناى رودخانهء مزبور برآورده شده از اكثر و اقل شصت الى بيست ذرعا عرضش متصور شده و بهنظر آمده و به سبب نقصان آب از لب رودخانه تا روى آب مساوى پنج ذرع است آن نه غديرى بلكه بحرى است بيكران يا محيطى بىپايان . عمقش چون دور روزگار دور از قياس و قعرش چون انتهاى تسلسل نهان از احساس ، و در فصل بهار آب به حدى طغيان مىنمايد كه كل صحراى مزبور را آب فرو مىگيرد ، و بعضى از دهات آنجا را منهدم مىسازد ، و نقصان كلى به جهت ساكنين آنجا بههم مىرسد . و ساير بندهاى ديگر خراب شده است . و بناى بند عضد كه معروف به بند امير است در سنه سيصد و شصت و هفت در زمان دولت امير عضد الدوله ديلمى كه يكى از خلفاى بنى عباس « 2 » بوده باعث احداث و احياى بند مزبور شده و به اين جهت مسمى به « بندامير » است و طول بند مزبور يكصد و سى ذرع و ارتفاعش دوازده ذرع است و از سنگ و ساروج ساخته شده . و بالاى بند مزبور پلى است كه دوازده چشمه طاق دارد و آب رودخانه از چشمههاى طاق به آن طرف مىريزد . و قطر پايه بند مزبور زياده از ارتفاعش مىباشد . و موازى بيست طاحونه در اطراف اين بند ساختهاند و اصل جمعيت و سكنه بندامير مساوى سيصد خانوارند و محل سكناى آنها جنبين رودخانه واقع شده است .
--> ( 1 ) . در مجلس : دوام . ( 2 ) . در متن به همين صورت مغلوط است و در نسخهء ملى : عباسى ذكر شده .