سيد على آل داوود
28
دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى )
قريتين مزبورتين شش فرسنگ تمام است ، و صحرائى است بىآب و وادى غير ذى زرع . بعد از قطع سه فرسنگ از اين راه از طرف راست به فاصله يك فرسنگ به پاى كوه چشمهاى است كه قليلى آب از آن چشمه جارى است و اشجار چند در حوالى چشمه مزبور غرس نموده كه از دور نمايان است و آن چشمه موسوم به « باغ آرزو » است . و كل آب شولكستان از دو رشته قنات است و زياده از اين آب ندارد . و آب قناتين مزبور از ميان شمال و مغرب جارى است و اصل راه در وسط دو زنجيره كوه كوچك بسيار پست واقع است كه آن كوهها مشابهت كلى به تپه دارد و اين زنجيره همهجا كشيده شده است تا شولكستان . وقايع يوم چهارم [ آباده ] از اقبال بىزوال شاهنشاه دينپناه و ظل مبسوط اللّه روحنا فداه از شولكستان حركت و روانه محال آباده و جمعيت آنجا مساوى چهار صد خانوار است و قلعهاش خالى از استحكامى نيست و اطراف آن قلعه دوازده پارچه ده است كه هر دهى تخمينا پنجاه خانوار بيش نيست و در آن جرگه خرابههاى چند است كه از قراين خارجه مشخص و ظاهر مىشود كه سابق بر اين نهايت آبادى و جمعيت را داشته و الحق جاى بسيار قابلى است ، و آب آنجا از سه رشته قنات است و باغستان بسيارى در سمت غربى و طرف ميانه جنوب و مغرب قلعه واقع و طول بساتين مزبور يك فرسنگ تمام است و ضابط اين بلوك در سنوات ماضيه مقرب - الخاقان ايلخانى بوده و حال با عباس خان عرب است و اغلب مزارعات