ايرج افشار
449
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
ناىبند ييلاق بندرعباسى است . از ناىبند كه مىگذرد به قريهء نخل ناخدا مىرسد . قريهء خوبى است . حاجى احمد خان از اهل قريهء نخل ناخداست . خوركورسوزان چون هندوراكور مىگويند و اموات خود را مىسوزانند ، خور هم محوطهاى است در كنار دريا هموار بدون دره و ماهور ، جماعت هندو اين خور را از جهت آن مسمّى به خوركورسوزان نمودهاند . چون مقصود از رفتن بندر فقط قرار و مدار گمركخانه بود لدى الورود عملجات سابق را از عمل خارج نموده خود به ضبط عمل مشغول گرديد . بعد از يك هفته از جزو و كل ، از خارجه و داخله ، و از حمولات برّى و بحرى استحضار كلى حاصل نمود . چون سنوات قبل عمل گمركخانهء بندرعباس از حكّام فارس واگذار به مرحوم آقا ناصر شهبندر و بعد فوته واگذار به عاليجاه حاجى محمد حسن بن ناصر كه از اجلّهء تجّار بود نموده بودند . اولا گفتگوى گمرك را با حاجى محمد حسن نموده [ 22 ] بعد از آنكه تجّار دانستند كه بناى معامله با حاجى محمد حسن است عموما از تجّار هندوى [ و ] ملتانى و لارى و اوزى و گلهدارى و غيره در خانهء عاليجاه محمداى ناظم التجّار اجماع نموده اين بنده را نيز احضار نموده ، بعد از حضور بنده اظهار نمودند كه حاجى محمد حسن مردى است متعدّى و با مناعت . اگر عمل گمركخانه به حاج مزبور واگذار شود ما ترك تجارت را از اين ولايت خواهيم نمود و به اوطان خويش مراجعت خواهيم كرد . تحقيق جهت را نمودم كه شخص به اين سلامت نفس و تقدّس و ظاهر الصّلاح چرا عموما از او تنفّر دارند . جهات عديده اظهار كردند . من جمله گفتند در بعضى از اجناس گمركى عشور غيرمعمول مطالبه مىكند . قرار دادم در اين چند فقره هر اختلافى كه فيما بين هست رفع مىكنم كه خاطرخواه شماها به عمل آيد . كلام اللّه در مجلس آورده متفقا قسم خوردند كه اگر حاج مزبور مستأجر گمرك شود ماها به كلى از تجارت بندرعبّاسى مىگذريم . سه روز ليلا و نهار گفتگو در اين باب به طول انجاميد . عاقبت الامر بيست و دو نفر از تجّار معتبر گمركخانه را در سى و پنج هزار تومان به ضمانت يكديگر اجاره نمودند و چهار هزار تومان مستأجرين وجه نقد به اسم پيشقسط حاضر نمودند . احتياطا براى كسر گمركخانه مقرر شد