ايرج افشار
428
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
تشريففرما و از كشتى به بندر شاهپور پياده شدند تا زمانى كه جشنهاى عروسى به پايان رسيد و مهمانان عزيز ما يعنى بانوان بزرگ و رجال مهمّ مصر كه همراه اعليحضرت و علياحضرت از مصر آمده بودند پس از پايان عروسى به مصر بازگشتند افتضاحاتى يكى پس از ديگرى بر روى كار آمد و از آن مرد تاريخى كه شاهنشاهان بزرگ و امپراطوران عظيم الشأن را قابل كفشدارى خود نمىدانست حركاتى سرزد كه حقيقة من از بيان آن شرم دارم و كفّ قلم را از شرح آن اولى مىشمارم سبب هم اين بود كه شاه اختيار نظم و ترتيب اين جشن را به مردى احمق و خودپسند واگذاشته بود كه هيچچيز نمىدانست و ادّعا مىكرد كه همهچيز مىداند و همه كار مىتواند و هروقت از نواقص كار با او صحبت مىشد مىگفت مطمئن باشيد من اين عروسى را طورى به آبرومندى تمام خواهم كرد كه در هيچ جاى دنيا نظيرش را نديده بودند و در نتيجه مهمانان عزيز مصر از اوضاعى كه اين وزير ابله « 1 » و آن پادشاه مستبدّ و يكدنده برپا كرده بودند آزردهدل و رنجيدهخاطر به وطن خود بازگشتند و اين يادگارهاى تلخ و ناگوار را با خود به مصر بردند . من و امير نظام قراگوزلو كه آن وقت رئيس تشريفات دربار پهلوى بود از ترس شاه جرأت سخن گفتن و خرده گرفتن نداشتيم و از مشاهدهء آن اوضاع و شارلاتانى آن مرد ابله بالاخره به ستوه آمديم . من كه خوشبختانه در اواسط كار حالم برهم خورد و نتوانستم در جشنها حضور پيدا كنم . امير نظام هم عاقبت مجبور شد از خدمت دربار استعفا كند . استعفاى امير نظام به دماغ شاه برخورد و سبب گرديد كه شاه دو سه روز بعد از عروسى عذر هردو ما را خواست و از دفتر مخصوص شاهنشاهى به ما كتبا ابلاغ كردند كه از خدمت دربار معاف هستيد و حقيقة آن معافيت براى ما فوزى عظيم و تفضّلى الهى بود كه پس از چند سال زجر قلبى و عذاب روحى و شكنجهء وجدانى از ورطهء هولناك دربار كه هر روزش براى ما خطر جانى و آبروئى داشت جانى به سلامت بهدر برديم .
--> ( 1 ) . ظاهرا مراد محمود جم است يا مظفر اعلم وزير خارجه .