ايرج افشار

341

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

در همان مجلس جوابهاى سخت به قنسول دادم كه من ابدا حاضر نيستم اين عبارات را بشنوم و اين اظهارات را بپذيرم و اگر از اين قبيل يادداشتها كرارا هم بنويسيد و بفرستيد ممكن نيست در عزم و تصميم من تزلزلى حاصل شود . من هيچ‌گونه تعهّد و حمايتى را نسبت به شيخ خزعل نمىتوانم بشناسم و رسميّت بدهم و حالا كه كار به اينجا رسيده است دنبالهء تصميم خود را گرفته كار خوزستان را باى نحو كان خاتمه خواهم داد و تا شيخ خزعل بكلّى تسليم نشود ممكن نيست دست از تصميم خود بردارم . قنسول بعد از شنيدن جوابهاى من رفت و من در عزيمت خود تسريع كرده و روز حركت به طرف بوشهر را كه سه‌شنبه مقرّر شده بود جلو انداخته و روز يكشنبه از شيراز حركت كرده به بوشهر رفتم . همين‌كه به بوشهر وارد شدم بلافاصله مستر هاوارد آنجا پيدا شده به ملاقات من آمد ، ولى با يك ادب و ملايمت كه حكايت از تغيير رويّه و نظريّهء انگليسها مىكرد و بعد از طىّ تعارفات رسمى شرحى راجع به شيخ خزعل بيان كرد كه تلگرافات و توسّلات پىدرپى او وزارت خارجهء انگليس را به ستوه آورده . اين است كه از وزارت خارجه هم اتصالا به ماها تلگرافات مىرسد و ما هم در اين باب پاره‌اى اظهارات مىكنيم و همين‌قدر مىخواهيم كه به شيخ خزعل امنيّت جانى داده شود . اوقات من از اين اظهارات تلخ شد و به هاوارد گفتم كه من وساطت و دخالت هيچ‌كس را در كار [ 4 ] شيخ خزعل نمىتوانم قبول كنم و در صورتى كه او چنان‌كه در جواب او تلگراف كرده‌ام كاملا تسليم شود البته جان او ايمن و محفوظ خواهد بود و همين قول من براى اطمينان او كافى است . بعد از رفتن هاوارد توقف خود را در بوشهر صلاح نديده فورا حركت كردم به بندر ديلم پياده شدم . در آنجا تلگرافهايى از خزعل رسيد مبنى بر اظهار اطاعت و انقياد و تسليم كامل و عذرخواهى از اين‌كه به واسطهء مشكلات دريا و دير رسيدن كشتى و تأخير وصول تلگراف نتوانسته است جواب تلگراف مرا فورا مخابره نمايد . تلگرافهايى هم كه از هيئت وزرا مخابره شده بود و يادداشتهاى سفارت انگليس را دربرداشت آنجا به من رسيد و جواب هم دادم كه بايد يادداشتها را به سفارت ردّ كرد .