ايرج افشار
309
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
ولى ما از آن جهت كه در اين اواخر نسبت به عموم آداب و رسوم ملى خود بىلطف شده و همه را پس پشت انداخته مردم اين بازى ملّى مقدّس را هم ترك گفته فقط به تماشاى اروپائيانى كه خود را به آن مشغول مىداشته قانع بوديم . اينك قليل مدتى است كه صاحبمنصبان لشكر جنوب اين رسم پسنديده را احيا كرده و روزهاى جمعه عصر را با اشتغال به اين كار براى خود تفريح خاطرى فراهم مىكنند . در اطراف ميدان نقش جهان عمارات و ابنيهء دولتى ساخته شده كه از آن جمله مقرّ پادشاه است كه به علىقاپى معروف است و در طرف مشرق مايل به جنوب ميدان بنا شده . چنانچه گفتيم در عهد صفويّه در تمام حجرات اطراف ميدان اصناف مختلفهء مردم كسب و دادوستد داشته ، فقط قسمت مقابل سردر عمارت علىقاپى از حجره خالى است و هميشه فارغ و آزاد بوده و پادشاه غالب اوقات عصرها براى تفريح از عمارت به اين قسمت مىآمده و در آنجا نزاع حيوانات جنگى مثل شير و خرس و قوچ و خروس و گاو را با يكديگر تماشا مىكرده و صاحبان اين حيوانات را به واسطهء دادن انعام و جايزه بر سر شوق مىآورده است . مردم اصفهان هم در آن ايّام عصرها براى شركت در اين تماشا به اطراف عمارت عالىقاپى مىآمدند و چون بيشتر مردم ايران در آن وقت به دو دستهء حيدرى و نعمتى منقسم بودند با يكديگر در سر فتح و شكست اين حيوانات در جنگ [ 33 ] گرو مىبستند . شاه در اينگونه مسابقهها و شرطبنديها بىطرفى اختيار مىكرد و در آخر كار صاحب آن حيوانى كه غالب شده بود به تفاوت مبلغى انعام مىداد . مردمانى هم كه گرو بسته و گرو را برده بودند يك جزء از بردهء خود را بايد به صاحب حيوان غالب بدهند . ميدان نقش جهان غير از آنكه در عصر صفويّه محل تفريحات پادشاه بود براى عامّه هم تفرّجگاه محسوب مىشد . شبها غالبا معركهگيرها و حقهبازها بساط معركه و حقهبازى و خيمهشببازى خود را جهت تفريح مردم و تحصيل پول براى خود مىگستردند و جمعهها ميدان به جمعهبازار تبديل شده اهالى دهات اطراف