ايرج افشار
270
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
ديوان قضا و قدر منشور پادشاهى و جهاندارى به نام ما مسطور شده ، رباع ربع مسكون را . . . « 1 » ازدياد و رونق دين و ملّت و تقويت اهل كتاب و سنّت [ و ] محو صور هوى و بدعت آراستن واجب دانسته و بر موجب « الدين و الملك تؤامان » هميشه دولت را به لوازم دين و دين [ را ] سبب دوام دولت شناخته و حقيقت « التعظيم لامر الله و الشفقة على خلق الله » [ را ] نقش نگين خاطر گردانيده ، و همواره با جهانداران هر اقليم / 410 / و پادشاهان اسلام موافقت و سازگارى را رقم صحيفهء ضمير ساخته و دايما همّت و نهمت بر آن موقوف و مصروف داشته كه به معاونت و مظاهرت و متابعت و مطاورت سلاطين ديندار بقيه و شرذمهء كفار مستأصل و خاكسار شوند . و درين وقت از جانب شريف سلطان اعظم مجاهد عادل غازى - زيد ملكه و علاه و نصر جنده و لواه - در مخالصت و موافقت و مسابقت مبادرت رفت و ابواب انبساط و تودّى كه الى يومنا هذا ميان پادشاهان هردو مملكت مسدود بوده و طرق مجانبت و انقباضى كه بين الجانبين مفتوح و مسلوك شده و الفضل للمتقدّم ، و رسل و رسايل مشتمل بر آثار اظهار محبّت و داد و تقديم مراسم مودّت و اتحاد وارد گشتند و مطاوى مكتوب و مفاوضهء شريف و فحاوى رسالات و الوكالات كه متحمّل آن بودند به منتهز فرصت به وقوف و شعور پيوست ، و از مطالع و مقاطع آن روايح صدق نيّت و خلوص طويّت تنسّم كرده آمد ، به محامد و ارتضاء وافرى مقرون شد و مقدّمات اين حسن اتفاق و يمن وفاق را منتج فتوحات وافر و سعادات متكاثر تصوّر كرده آمد . و مخالصت و مصادقت جانب سلطان اعظم شهريار مجاهد - خصّه الله تعالى بالنصر و التأييد و ايّده بالنصرة و التسديد - كه درين وقت آثار مساعى و اجتهادات وافرش در فتح بلاد و قمع اضداد و غزو جهاد و ظفر بر هر مقصود و مراد بر صفحات ليل و نهار مسطورست و رياض اقطار و امصار آن اقاليم به قطار آب معدلت و نصفت موفور / 411 / ممطور مغتنم مىشمريم . و هرچند ملاقات جسمانى و اتّصال مجانبى اتفاق نيفتاده فامّا به حكم
--> ( 1 ) . يك كلمه ناخوانا شبيه تاذين