ايرج افشار
258
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
يك فقرهء ديگر تنخواه نقد براى انعام سر و اسير و ساير مخارج اتفاقيه اردو است و خلعت جنس و نشان و كارد و شمشير كه به اهل خدمت و جلادت و آيندگان از تركمان دور و نزديك بايد داد ، هرقدر براى اولياى دولت قاهر قرار گيرد و براى چنين اردو و خدمتى لازم دانند تحويل يك نفر تحويلدار نموده مأمور خواهند فرمود . آنچه لازم شد و اتفاق افتاد از قرار قبض مسوده كه حاشيهء آن را بندهء درگاه در مقام ضرورت حواله نمايد تحويلدار بدهد . اميدوارم از بخت و طالع فيروزى مطالع اعلىحضرت قدرقدرت اقدس شاهنشاهى - روحنا فداه - با اين اسباب و تهيّه كه زياده از لزوم عرض نشد ان شاء الله اين خدمت عمده در صدارت جنابعالى به كارگذارى و كفايت و مراقبتى كه ظاهر فرمايند به دست اين بنده پيشرفت نمايد و اسم دولت به فضل الله بزرگ شود . از خدا و ظلّ خدا هردومان پاداشت خوب به حسن نيت ببينيم تا همّت ملوكانه چه اقتضا نمايد . فقرهء انعام و خلعت را كه عرض كردهام نه اين است اين بندهء درگاه خواسته باشد خود را از اين گونه مخارج معاف كند ، ظاهر است در مواقع و موارد خدمت از هيچگونه مخارج روگردان نيستم و آنچه ممكن و مقدور باشد از خودم در راه خدمت دولت صرف خواهم نمود . آن انعام و خلعتها علاوه بر مخارجى است كه از خودم خواهم داد و بايد مخصوصا از جانب دولت داده شود . زياده عرضى ندارم