ايرج افشار
238
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
4 - محافظت و استحكام . 5 - برانداختن ظلم . ( 1 ) - اتفاق 1 - اتفاق اسباب آبادى دنيا است . 2 - اتفاق قلعهء امان انسان است . 3 - اتفاق موجب بقاى تمدن است . 4 - انسان وظايف خود را نمىتواند انجام دهد مگر به اتفاق . 5 - به دست آوردن آن عدل صريح ممكن نمىشود مگر به موافقت . 6 - اقدام يك نفر تنها چه فايده دارد ، هيچ . آسودگى يك قوم وقتى حاصل مىشود كه قواى افراد آنها در يك عالم اتفاق جمع آيد . 7 - پس اگر مىتوانى بيا و از روى راستى متفق شو . 8 - يك دست صدا ندارد . قدرت بشر موقوف است به علم و اتفاق . 9 - بىخبر نمىتواند تصور كند كه از اتفاق بىصدا و پنهانى چه نتايج بزرگ ظهور مىكند . 10 - مقصود از اتفاق حرف نيست ، بايد معنى آن را بفهمى . 11 - آزردن برادران خلاف اتفاق است . 12 - در اين دستگاه راه اتفاق را به همهكس نشان مىدهند . معلمين حافظ ترتيب اتفاق هستند . 13 - مراتب آسايش يك مملكت به نسبت اتفاق آن است . 14 - نشر احكام و اجراى قوانين عدل بدون اتفاق كامل امكان ندارد . 15 - افكار اشخاص به تنهايى هرگز حاصلى نخواهد داشت . چنانكه چندين هزار سال است زحمات بزرگان ايران براى تربيت خلق اين ملك مجهول و بىثمر مانده . 16 - بالاترين دشمن انسانيّت كسى است كه منكر اتفاق باشد . 17 - اتفاق قوى ممكن نيست مگر به حفظ ترتيب . 18 - هركس طالب اتفاق است بايد رموز وصل را كسب نمايد .