ايرج افشار

120

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

و شموع و « 1 » لمعات پرتو اسلحه و دروع زمين از آسمان روشن‌تر بود ، بلكه آسمان از زمين استفاضهء انوار مىنمود . چه آفتاب اوج سلطنت از برج اقبال طالع بود « 2 » و كواكب عساكر منصوره از بروج « 3 » جاه و جلال لامع . بارى به همين طريق عساكر گردون مآثر قشون‌قشون به عرض‌گاه مىآمدند و به موجب وظايف و آداب اين مقام قيام و اقدام مىنمودند تا به آن « 4 » وقت كه كواكب را از غايت تمادى [ b 19 ] شب آثار خواب در چشم ظاهر شد و نوبتى روزگار از عمود صبح مضراب بر طبل فلك زد تمامت لشكر به شرف عرض مشرّف شده بودند . آن‌گاه نوبتى « 5 » سلطانى صداى « 6 » كوس شاهى در گنبد مينايى سپهر انداخت و حضرت سلطنت‌پناهى بعد از اقامهء فريضهء صبح « 7 » يك لحظه با خويش پرداخت و يك لمحه نرگس ديدهء حقيقت ديده را به خواب استراحت مكحّل ساخت . بيت خود اندر خواب و پاس ملكت و تخت * حواله كرده بر بيدارى بخت صفت روز سوم عرض يا سال كشيدن عساكر كواكب مآثر بر سر راه حضرت سليمان مكانى « 8 » بامداد آن روز اثر « 9 » ديگر به هنگام آنكه شاه عالم‌پناه « 10 » خورشيد جوشن درخشندهء شعاع درپوشيد و بر كرهء توسن سپهر سوار شده در ميدان گيتى به جولانگاه آمد و لشكر آق قوينلوى انوار در فضاء هواگرد او « 11 » برآمدند حضرت سليمان مكانى « 12 » امر عالى فرمود كه تمامت مردم كه مفصلا به شرف عرض مشرّف

--> ( 1 ) . ط : + و از لمعات بريق ( 2 ) . ط : گردد ( 3 ) . ب ، ج : مدارج ( از ط آورده شد ) ( 4 ) . ط : بدان ( 5 ) . ط : نوبت ( 6 ) . ط : ندارد ( 7 ) . ط : از حضرت تا آخر جمله به دو كلمه اختصار كرده است ( 8 ) . ط : حضرت سلطانى ( 9 ) . ط : روز ( 10 ) . ط : ستاره سپاه ( 11 ) . ط : كردار ( 12 ) . ط : حضرت سلطانى