ايرج افشار

112

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

الوند « 1 » با جمعى بىكران از دليران و بهادران همه چون جوهر تيغ در فولاد تعبيه شده و چون آتش در آهن مختفى گشته . جوانانى كه فلك پير در دور خود كسى به نيرو و شجاعت ايشان نديده ، و جهان كهن‌سال به عمر خويش جيشى به آن فرّ و شكوه نشنيده . چون خورشيد كه علم سفيده‌دم پيش كند « 2 » علم سفيد بايندرى پيش كرده پيش آمد و در محل مواجهه فرود آمده زانو زد و به لوازم خضوع و مراسم خشوع قيام نموده اسبى « 3 » مكمّل پيشكش كرد . جهان‌نوردى كه بر شهاب ثاقب مسابقت جويد و چون برق خاطف ميدان عرصهء همايون را به يك هوى پويد . از غايت سرعت سير چون باد در ابتداى جنبش از نظر مخفى گردد ، و از فرط حدّت چون آتش بر جاى نه‌ايستد ، وهم تيزتك هرچند جهد كند درو رسيدن نتواند ، لاجرم در راه وصف جودت او بازماند . بيت يكى باد رفتار سيّاره سير * سبق برده در وقت رفتن ز طير حضرت سلطنت‌پناهى بعد از تقديم مراسم شكر الهى آن نور حدقهء پادشاهى را به عواطف نامتناهى نوازش فرمود . و بعد از آن امير نامدار منصور بيك افشار با لشكرى جرّار و سپاهى بيشمار از دليران شير شكار پيدا شد و در مقابل حضرت سلطانى مراسم زمين‌بوسى « 4 » و لوازم « 5 » ضراعت به جاى آورده به دعاى لايق و ثناء فايق قيام نمود . بيت كه اى چشم و چراغ اهل بينش * به تو روشن جهان آفرينش ز نورت قبّهء افلاك روشن * ز عدلت شد بسيط خاك گلشن سر گردن‌كشان شد خاك راهت * فراز نه فلك شد تكيه‌گاهت سرى را كز تو نبود حلقه در گوش * نخواهم سر كه آن بارى است بر دوش

--> ( 1 ) . ج : آهن ( 2 ) . ط : علم سفيده‌دم پيش كشد ندارد ( 3 ) . ط : اسب ( 4 ) . ط : بوس ( 5 ) . از ط آورده شد