ايرج افشار

108

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

جهان تا هست باشى در جهان شاد * تن و جانت ز غمها در امان باد حضرت سلطنت‌پناهى او را ملحوظ انظار عنايات پادشاهانه ساخته به سه‌باره « 1 » تحسين و ستايش نمود و نوازش خسروانه فرمود . بعد از آن امير نورعلى بيك كه « 2 » در عرصهء مصاف هرگز قفا « 3 » ننموده و در روز رزم جايش جز در قلبگاه اعادى نبوده با سپاهى گران و جوقى بيكران به عرض‌گاه آمد ، و به رسم معهود به شرايط و آداب عرض قيام نمود و بر زمين خضوع سر نياز نهاده مراسم دعا و ثناء حضرت سلطانى سليمان مكانى « 4 » به جاى آورد و به انظار عنايات ملحوظ گشت . و بعد از آن سلطان احمد بيك جولان كه چون در معركهء ميدان « 5 » جولان نمايد گوى شجاعت از اقران بربايد با عددى بسيار از جوانان شيردل پيش آمد و به طريق معهود پيشكش مقرّر كشيد و زمزمهء ادعيه و اثنيه به گوش ساكنان صوامع ملكوت رسانيد و از انوار انظار عواطف سلطانى مستفيض گشت . و از عقب او سيدى على بيك و شاه على بيك « 6 » پرناك با جمعى كثير « 7 » از جوانان كارى به معرض عرض آمدند « 8 » و به مراسم و لوازم عرض اقدام نمودند و به الطاف خسروانه مستمال شدند . و به همين طريق ساير امراء عالىمقدار كه مقدار « 9 » هريك و ذكر [ b 14 ] بعضى از اوصاف حميده و خصال پسنديدهء ايشان مفضى « 10 » به اطناب و اسهاب « 11 » تواند بود قشون‌قشون به ترتيب لايق خود را به محل عرض مىرسانيدند تا مردم ساغ « 12 » كه اصحاب اليمين‌اند تماما ملحوظ نظر عرض گشتند و عدد مجموع ايشان چنانچه در دفتر تواچى مثبت است نه هزار و صد و پنجاه و چهار بود . از آن جمله پوشن‌دار دو هزار و سيصد و نود و دو و تركش‌بند « 13 » سه هزار و هفتصد و پنجاه و دو .

--> ( 1 ) . ب : به زبان ، ط : بسيار ( 2 ) . ط : + هرگز ( 3 ) . الف : قدم ( 4 ) . ط : حضرت پادشاه سليمان مكان ( 5 ) . ط : ندارد ( 6 ) . ط : شاهقلى ( 7 ) . ط : جمع كثيرى ( 8 ) . ط : درآمدند ( 9 ) . ط : تعداد ( 10 ) . ط : مفضى ( 11 ) . ط : ندارد ( 12 ) . ط : ساق ( 13 ) . ط : از نه هزار در سطر قبل تا اينجا ندارد