ايرج افشار
102
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
القصّه چون رايات نصرت آيات به آن موضع رسيد حضرت سلطنتپناه در منظر طرف غربى آن نزول اجلال و حلول اقبال فرمود و در همان روز جماعت سادات و قضات و ائمه و موالى و مشايخ و اعالى و درويشان و ساير اهالى از شهر و ولايت قريب چهار هزار نفر رسيده بودند . امر عالى سمت نفاذ يافت كه امير اعظم امير حسن « 1 » بيك تواچى كه كلك دبير « 2 » بر وفق تدبير او جارى مىشود ، و بهرام خونآشام رسوم لشكردارى [ b 11 ] و تواچىگرى از راى صايب او آموزد با عساكر منصوره به ترتيب لايق در صحراى « 3 » بند امير از طرف شهر فرود آيند . و حضرت صدارت پناهى با اكابر و اعيان اطراف را در يورت خود على حسب اختلاف مراتبهم جاى دهد . دامن صحراى مذكور از جانب كوه مخيم اين طايفهء گرامى شد و احاطة الهالة بالبدر در حوالى صدر عالىقدر به ترتيب خيمه زدند و آن سرزمين از مآثر اوليا و ميامن بركات اعاظم مشايخ و اعلام و اصفيا و كثرت ازدحام نمودار موقف عرفات بلكه عرصهء عرصات ساختند و از اعلام متبركه كه آثار مشايخ اعلام بود برافراختند و هر صبح و شام صداى اوراد و اذكار در گنبد دوّار انداختند و از غريو كوس و صليل و آواز تكبير و تهليل گوش ساكنان افلاك را پر گردانيدند . چون همت عالى نهمت حضرت سلطانى سليمان مكانى چنانچه شيمهء « 4 » كريمه اين خانوادهء جليل القدر بوده و هست هميشه به تعظيم سادات و علما و مشايخ و صلحا « 5 » - كه نقاوهء ايام و صفوت اناماند - مصروف و معطوف است فرمان عالى صادر شد كه اين طايفه كه در شرف مقدّماند از ديگر طوايف در موقف « 6 » عرض مقدّم باشند و ديگرى با ايشان مختلط نشود .
--> ( 1 ) . ط : حسين ( 2 ) . ب ، ج : پرتير ( 3 ) . ط : طاهر صحراى ( 4 ) . ب : شيوهء ( 5 ) . ط : ميان دو خط را ندارد ( 6 ) . ط : كه چون در شرف اين جماعت مقدم از ديگر طوايفاند در