ايرج افشار

100

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

[ b 10 ] و فاتح ابواب الولاية بعد ما * قد انسد ابواب النبوة و انفضى معانده قد جاحد الشمس ضحوة * الم تغن ذو الشمس عن كل مبتغى على النبى و عليه الصلاة و السلم و التحيّة و الاكرام افتاد ، و آن ابيات اينست : شعر اين الملكوك التى كانت مسلطة * حتى سقاها بكأس الموت ساقيها كم من مداين فى الافاق قد فنيت * امست خرابا و ذاب الموت اهليها و بعد از آن اين چند بيت از نظم نظامى ، نظمه اللّه فى سلك المقربين [ بر آن الحاق كرد . ] « 1 » بيت صحبت دنيا كه تمنّى كند * با كه وفا كرد كه با ما كند ملك سليمان مطلب ، كان هباست * ملك همان است سليمان كجاست زين گهر و گنج كه نتوان شمرد * سام چه بر دست و سليمان چه برد خاك شد آن كس كه درين خاك زيست * خاك چه داند كه درين خاك كيست هر ورقى چهرهء آزاده‌اى است * هر قدمى فرق ملك‌زاده‌اى است عمر به خشنودى دلها گذار * تا ز تو خشنود شود كردگار هركه به نيكى عمل آغاز كرد * نيكى او روى به دو باز كرد و بعد از « 2 » اسم همايون و تاريخ زمان كتابت به اين بيت از نتايج بديههء طبع لطيف صدر عالىقدر « 3 » كه مشتمل بر تعبين « 4 » سن شريف [ است ] كه به نهايت ادوار و غايت اعمار برساد ، ختم فرمودند « 5 » : بيت يكى از عنايات حق است اين * كه نه ساله‌ام مىنويسم چنين

--> ( 1 ) . از ط آورده شد ( 2 ) . ط : + مراسم ( 3 ) . ط : مقدار ( 4 ) . ط : ندارد ( 5 ) . ط : فرمود