ايرج افشار
92
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
انتظام از عقد ثريا بربايد . قدسيان سواد آن را به سواد ديدهء حور بر بياض صفحهء نور رقم كشند و افلاكيان عقد نظمش را زيور گوش و گردن آفتاب و ماه و وشاح بازوى ماه سازند . بيت ز نيروى دولت مدد خواستم * سخن را به مدح تو آراستم به كاخ مديحت فكندم كمند * از آن پايهء نظم من شد بلند « 1 » اگرچه قاصران معاصر اين معنى را از قبيل تصلّف شمرند و اين صورت را محمول بر تعسّف و تكلّف دارند اما هوشمندان دانا كه سبل تقليد و عناد غشاوهء چشم « 2 » بصيرت ايشان نشده باشد و آينهء فطرت سليمهشان به رنگ كدورت حقد و حسد ملوّث نگشته بر صدق اين دعوى و حقيقت اين معنى شاهد خواهند بود . چه اقطار امطار فيض ازلى هميشه از سحاب الطاف لم يزلى بر كشتهزار « 3 » قابلان « 4 » باران است ، و نسمات نفحات مواهب الهى همواره از مهبّ عنايت نامتناهى بر رياض استعداد طالبان وزان . سرچشمهء عنايت بىعلّت او هرگز بىآب نشود و محيط كرم بىنهايتش هرگز از موج ننشيند . شعر فيض اتانى من بحر بلا طرف * فليس ينصب من اطراف يومان نور العناية فى الآفاق منتشر * لم ينقطع ضوءه عن آل عمران و التوفيق من الله لا نعبد و لا نستعين الا ايّاه ، و لا حول و لا قوة الّا باللّه « 5 » . فصل در فصل خريف كه ايام عرض عساكرهء منصوره است چون صرّاف بازار
--> ( 1 ) . ط : مصرعها پسوپيش است ( 2 ) . ط : ديده ( 3 ) . ج ، ط : كشتزار ( 4 ) . ط : قابليّات ( 5 ) . ج : الله باللّه و اليه التكلان