ايرج افشار
90
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
شمايل جهانى . دو چشم روشن سلطنتاند كه روشنى ديدهء اميد از ديدار ايشان است ، و دو دست زورمند خلافتاند كه قوّت دولت خاندان از سعادت بخت كامكار ايشان « 1 » اعنى نيّرين فلك جهاندارى و سعدين سپهر كامكارى كه نيّر اعظم به عكس از ماه رخسار ايشان نور دريوزه كند و سعد اكبر از بخت كامكار ايشان كسب سعادت نمايد . نقشبند خيال از آنجا كه تصرّف اوست اين صورت بر لوح ضمير تصوير مىنمايد كه حضرت صاحب الزمانى « 2 » شخص خلافت را بدنى است كامل كه جانش حضرت سلطانى « 3 » است . و هردو چشمش آن دو نور ديدهء اعيان : يكى به بركت سمّى خود از مناقب عليهء علويه و اصل به مقامى بلند و فايز به نصيبى ارجمند ، و ديگرى در عالم قدر و رفعت مرتبهء علم چون كوه الوند . بيت خورشيد و ماه ، اوج سپهر خلافتند « 4 » * يا ربّ ز حادثات زمانشان نگاه دار انوار هر دو ديده اعيان دولتند * از چشمزخم حادثهشان در پناه دار و چون مناقب و معالى هريك از افراد اين خاندان عظيم الشأن نه در آن نصاب است كه چردهء تيزگام كلك هرچند در ميدان فصاحت جولان نمايد به قصب السبق آن نتواند « 5 » رسيد ، لهذا عطف [ b 6 ] عنان قلم ازين صوب به جانب مقصود اولى مىنمايد ، كما قيل : شعر اذا لم نستطع امر افدعه * و جاوزه الى ما نستطيع و آن مقصود امتثال فرمان واجب الاذعان حضرت سلطانى سليمان مكانى است در شرححال همايون فال غرايب رغايب و بدايع عجايب كه در روز عرض
--> ( 1 ) . ج ، ط : از اينجا تا « نقشبند » را ندارد ( 2 ) . ط : حضرت صاحب الزمانى را ندارد ( 3 ) . ط : سلطان ( 4 ) . ب : جلالتند ( 5 ) . ط : تواند