ايرج افشار
23
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
بود و شاه عالمپناه مىفرمودند كه نامردى است كه او در اولكاى خود نباشد ما متوجه آنجا شويم و غارتگر مال باشيم . صبر مىكنيم كه بازگردد . اتفاقا سلطان سليم بازگشته به استنبول رفت . درين اثنا پهلوى بر بستر ناتوانى نهاده فوت شد و به شئامت عقوق و عصيان پدر و مخالفت با اولاد حيدر صفدر از عمر و دولت تمتعى نيافته زياده از هشت سال سلطنت نكرد و سلطان سليمان پسرش را كه در آماسيه بود آورده بر تخت سلطنت نشانيدند و او را سفر فرنگ پيش آمد و نسبت به حضرت شاه مخاصمتى به ظهور نرسيد و حضرت شاه نيز متوجه مخاصمت نشده و لشكريان [ را ] كه در ركاب اشرف بودند به سردارى ديو سلطان به غزاى گرجستان فرستادند و به فيروزى و اقبال در ممالك ايران كامياب دولت و كامران عشرت بودند . و در سنهء 921 - احدى و عشرين و تسعمايه ميرزا شاه حسين اصفهانى كه اولاد شيخ ابويوسف بنّا و جوان مستعد عالىهمت بود به منصب وزارت سرافراز شد . و در سنهء 922 - اثنى عشرين و تسعمايه شاهزادهء كامكار شاهزاده طهماسب به سلطنت خراسان [ 13 ب ] موسوم گشت . امير خان موصلّو تركمان لله و اتاليق گشته روانه شد . خراسان از مقدمش دار الامان گشت و شاهزادهء كامكار هفت سال فرمانرواى خراسان بود . سال هشتم حضرت شاه فرزند ارجمند را طلب داشته دورميش خان و سام ميرزا را به خراسان فرستادند . مجملا آن حضرت بيست و چهار سال به دولت و كامرانى گذرانيده در سنهء ثلثين و تسعمايه « 1 » مزاج اشرف از منهج اعتدال انحراف يافته معالجات اطبا مفيد نيفتاد ، در شب دوشنبه نوزدهم شهر رجب سنهء مذكور عالم فانى را وداع نموده در رياض جنان منزل گزيد و از آن حضرت چهار شاهزادهء نامدار يادگار ماند : شاهزادهء كامكار شاه طهماسب ، سام ميرزا ، القاس ميرزا ، بهرام ميرزا . در روز دوشنبهء مذكور حضرت شاه عالمپناه شاه طهماسب بر مسند عالمآرائى جلوس فرموده جميع شاهزادگان و امراء غاشيهء اطاعتش بر دوش گرفته « ظل » تاريخ جلوس همايون است . شاه گردون پناه اسمعيل * آنكه چون مهر در نقاب شده
--> ( 1 ) . جاى دوسه كلمه سفيد مانده .