ايرج افشار

9

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

و [ 6 ب ] سلطان چندى بعد از فوت پدر بزرگوارش بر اورنگ ولايت و ارشاد متمكن گشت . زمرهء مريدان به او به‌طور و آداب سلاطين سلوك مىكردند . روزى چند شيخ جعفر عمّ آن حضرت در جانشينى برادر با او منازعه نمود و ميرزا جهانشاه ولد قرايوسف تركمان كه پادشاه زمان بود از اطوار پادشاهانهء سلطان جنيد با او بدمظنه شده تقويت شيخ جعفر كرد . سلطان جنيدگاه جلاى وطن نموده به جانب دياربكر رفت . حسن پادشاه بايندرى كه در آن‌وقت والى دياربكر بود و اطاعت جهانشاه نمىكرد مقدم شريف سلطان را گرامى داشته همشيرهء اعيانيهء خود خديجه بيگم را به او عقد بست و حضرت سلطان حيدر از آن بانوى پاكيزه گوهر در وجود آمد . بعد از چندگاه به دار الارشاد عود نمود . اما ميرزا جهانشاه از وصلت او و حسن پادشاه بيشتر از پيش بدمظنه شده عناد مىورزيد . آن حضرت با اين حال توقف در اردبيل [ را ] مناسب ندانسته باز به دياربكر رفت و جاى به ارباب ارادت رسانيده خلقى كثير جمع آمدند و ذوق جهاد و غزا برو غلبه كرده به غزاى طرابزون رفت . از آن‌جا به عزم غزاى چركس لشكر به داغستان كشيد و اين اول سپهدارى و لشكركشى است كه درين سلسله وقوع يافت . سلطان خليل بن سلطان ابراهيم كه والى شيروان بود از سلطان جنيد دغدغه‌ناك شده لشكر شيروان را جمع نموده با پياده و سوارهء بسيار سر راه بر آن حضرت گرفت و در قبه ( ؟ ) و قله‌ها فيما بين جنگ عظيم واقع شد . از قضاى آسمانى در آن جنگ آن حضرت به زخم تيرى درجهء شهادت يافت . مريدان و معتقدان جدّ مطهرش را در قورياك نام محلى مدفون ساختند . در آن حال آن مزار شريف مطاف خلايق آن ديار است و اين واقعه در شهور سنهء ستين و ثمانمايه روى نمود . بعد از واقعهء پدر به استمالت زمرهء مريدان و معتقدان پرداخت . صوفيان خاندان صفويه به درگاه او جمعيت نمودند . چون دولت خانوادهء قرايوسف سپرى گشت [ و ] ميرزا جهانشاه چنانچه در تواريخ مسطور است مقتول شد سرير سلطنت ايران به حسن پادشاه قرار گرفت . خواست كه سررشتهء پيوند خود را به سلسلهء صفويه به تازه استحكام دهد صبيهء صلبيهء خود عليابيگم را با خواهرزاده [ 7 الف ] در سلك ازدواج كشيده و سلطان حيدر در كمال كامرانى و اقبال به مدارج علياى سلطنت صورى و معنوى تصاعد نمود . از آن خدر معلى فرزندان گرامى به وجود