محمد ابراهيم بن زين العابدين نصيرى

پيشگفتار 39

دستور شهرياران ( فارسى )

دربارهء وضعيت مأموران كشورى و لشكرى ايران مطالبى نوشته كه مبين دربار صفوى در آستانهء حمله نهايى محمود افغان است . وى مىنويسد : « پرهيزكارى و طالب صلح و صفا بودن شاه ، فرماندهان لشكرى او را تنبل بار آورده و آن جوش و خروشى را كه سپاهيان قزلباش در دوران پادشاهى اجدادش از خود بروز مىدادند ، در حال حاضر اصلا و ابدا ندارند و من خود در هنگام توقف در اصفهان مشاهده كردم كه يكى از سرداران قشون او به جاى اينكه وقتش را صرف امور سپاهىگرى بنمايد ، در يكى از مدارس پايتخت مانند يك نفر طلبه به فرا گرفتن علوم دينى مشغول مىشد . شخص اعليحضرت هم در يكى از مدارس حجره‌اى براى خود ترتيب داده بود كه در ايام هفته چند ساعتى را در آنجا مىنشست و با روحانيون به بحث و مناظره مىپرداخت . » 86 سرانجام محمود كه ضعف دولت صفوى را از زمان پدرش دريافته بود ، در سال 1134 ه ق حمله نهايى را آغاز نمود . وى ابتدا كرمان را مورد تاخت و تاز قرار داد و هر چند بدون هيچ اشكال بر شهر استيلاء يافت ، ليكن از تسخير ارگ فرو ماند و عاقبت نيز بخت و اقبال با او يار بود كه فرماندهء ارگ حاضر شد در صورت انصراف محمود از ادامهء محاصره ، مبلغى گزاف به او بپردازد . اين پيشنهاد به موقع ، كه مشكلات از هر سو گريبان محمود را گرفته بود ، به وى امكان بخشيد تا بدون هتك حيثيت و اعتبار ، به سواران خويش دستور عقب‌نشينى دهد 87 و بىدرنگ راه يزد را پيش گيرد . با رسيدن خبر پيشروى افاغنه به سمت يزد ، اهالى اين شهر ، دروازه‌ها را بسته ، تن به محاصره دادند . افاغنهء جسور كوشيدند تا شهر را فتح كنند ، ليكن با تلفاتى چند ، عقب رانده شدند . چون محمود نمىخواست در نتيجهء حملات عبث ، بيش از اين به سوارانش لطماتى وارد آيد و از آنجا كه به كلى فاقد توپخانهء سنگين بود ، شهر را به حال خود گذاشته ، جسورانه راه اصفهان را پيش گرفت . 88 تا نزديك شدن به اصفهان ، از سوى دربار صفوى دو مرتبه پيشنهادهايى به محمود براى انصراف از پيشروى ، ارائه شد ، كه نتيجه‌اى جز بيشتر نشان دادن ضعفهاى دولت نداشت . و محمود به راه خود ادامه داد تا اينكه در نزديكى اصفهان يعنى در ناحيه گلناباد با سپاه عظيم بىآرايش و بدون اتحاد صفوى مواجه گرديد . شكست فاجعه‌آميز سپاهيان صفوى از محمود افغان در تاريخ 20 جمادى الاول 1134 در گلناباد روى داد ؛ 89 و در اين شكست ، تقسيم فرماندهى ، فقدان سربازان تعليم ديده و بالاتر از همه رفتار حيرت‌انگيز اعتماد الدوله و اقدامات خيانت‌گونهء والى عربستان ( خوزستان ) نقش داشتند . در مقابل ، ميان محمود و سردارانش كينه و حسد شخصى وجود نداشت و از اين رهگذر بين آنان جدايى نيفتاد و سربازان وى با همان شجاعت و سرسختى معمول خويش ، نبرد را پايان دادند . پس از پيروزى در گلناباد ، محمود در هجوم به سمت دربار صفوى ، چند روزى صبر