محمد ابراهيم بن زين العابدين نصيرى
پيشگفتار 27
دستور شهرياران ( فارسى )
پهن بود . در عوض ، عباس برادر جوان وى هر چند همچون حسين از دنياى خارج بىخبر بود ، ليكن نيرومندى و سلحشورى فطرى داشته ، بسيار از عقل سليم و كاردانى بهرهمند بود . 29 با تمام اين احوال ، هيچيك از صفات فوق در انتخاب شاه آيندهء مملكت مؤثر نيفتاد . چه ، تنها موردى كه مد نظر بود ، تأمين منافع خواجهسرايان بود و بس . حتى اگر اين منافع به قيمت اضمحلال و نهايتا سقوط سلسلهء صفوى تمام مىشد . بدينگونه ، آنچنانكه صاحب دستور شهرياران مىگويد بعد از درگذشت شاه سليمان ، « انجمنى به جهت جانقى و كنكاش امور ضروريهء آن واقعهء زهرپاش و زينت دادن ديهيم شاهنشاهى از تارك خلفى از دودمان فرماندهى و زينتبخشى اورنگ سلطنت و فرهى ، از مربعنشينى نتيجه [ اى ] از خاندان خلافت و پادشهى منعقد ساختند و از آنجا كه » حسين ميرزا را نسبت به ديگران برتر دانسته ، وى را به پادشاهى برداشتند . و « بىاختلافى و بدون تشبث رأيى ، دلهاى اخلاصمنشان گرمخون هواداريش و رزات جامهاى صوفىنژادان ، سرگرم تربيت خورشيد شهرياريش گرديد . » 30 مريم بيگم و سلطنت شاه سلطان حسين : در غالب منابع عهد شاه سلطان حسين صفوى به دخالتهاى زنى به نام « مريم بيگم » در رسيدن سلطان حسين به سلطنت اشاره شده است . چنان كه محمد محسن در زبدة التواريخ مىنويسد : « بعد از ارتحال نواب طوبى آشيان ( شاه سليمان ) حسب الصلاح نواب عليهء عاليه مريم بيگم عمهء شاه سليمان ، امراء و خواجهسرايان و خوانين و سركردههاى مجلهء معتبرهء بامهار ، همگى در باب سلطنت موروثى به اسم نواب مالك رقاب ( سلطان حسين ) كه اكبر وارث اولاد بود ، درست نموده . . . » 31 در اينجا لازم به توضيح است كه در منابع ، نسبت اين زن به شاه سلطان حسين ، به صور گوناگون آمده است . گروهى او را عمهء شاه و عدهاى وى را عمهء شاه سليمان و برخى اين زن را مادربزرگ شاه سلطان حسين خواندهاند . نوع نسبت او در اينجا مد نظر نيست ؛ چه ، با تكيه بر قرائن مختلف تعيين اين امر به طور دقيق ، دشوار است . بلكه مسئله مهمتر كه بايد مورد توجه قرار گيرد ، نام اين زن است . اصولا « اصطلاح بيگم در ايران عصر صفوى مانند دربار هند به معناى شاهزاده خانم به كار » 32 رفته ، اما اينكه نام اين شاهزاده خانم ، مريم بوده مورد ديگرى را به ميان مىآورد . بنابر گفتهء كروسينسكى : « از زمان شاه عباس كه به گرجستان مسلط شده بود ، مادر همهء شاهان ، شاهزاده خانمها و بانوان گرجى بودند . اين بانوان اگرچه از آغاز جوانى در دربار ايران بزرگ شده بودند ، تمايلات و احساسات دينى خود را حفظ مىكردند . بيشتر آنان حتى نامهاى خود را عوض نمىكردند . » 33 كروسينسكى در ادامه مىنويسد : « مادربزرگ شاه سلطان حسين مريم بيگم نام داشت . نام