محمد ابراهيم بن زين العابدين نصيرى

پيشگفتار 18

دستور شهرياران ( فارسى )

حسين گذاشت ؛ چرا كه در عهد او « سررشتهء امور نه به نحوى از دست بدر رفته بود كه به تدبير او به اصلاح تواند آمد . » مرعشى به عنوان توضيح بيشتر مىنويسد : « هيچ امرى از امور سلطنت پيشرفت نمىشد و هر تدبيرى كه وزير مىنمود قورچىباشى نقيض آن را مىگرفت و آنچه قورچىباشى ممهد مىنمود وزير خلاف آن را صواب مىشمرد . . . الغرض به سبب نقيض‌گيرى و حسد و عدم بند و بست و وفور طمع كه در كانون طبيعت اهل كار آن درگاه سلطانى غلبهء تمام داشت . . . پيوسته بازار تغيير و تبديل عمال داير و رايج بود . » ( مجمع التواريخ ، چاپ تهران ، ص 49 - 48 ) همچنين محمد على حزين مورخ و نويسندهء نامدار دوران صفوى كه شاهد عينى وقايع پايان سال 1134 و اوايل 1135 ه ق هنگام محاصرهء اصفهان بوده است مىگويد : در وقت محاصرهء اصفهان مصلحت اين بود كه پادشاه با خزاين و سپاهيان از اصفهان خارج شود و اگر از آن مخمصه بيرون مىرفت مىتوانست با جمع‌آورى لشكر از سراسر نقاط ايران بر دشمن غلبه كند اما موافق تدبير نيفتاد و چند كس از ناسنجيدگان مانع آمدند تا آنكه شد آنچه شد . ( تاريخ حزين ، چاپ اصفهان ، ص 54 ) اين ناسنجيدگان كه شيخ محمد على حزين از آنها ياد مىكند عبارت بودند از مشتى خواجه‌سرا و سران لشكرى تن‌پرور و بيكاره و تعدادى وزير و صاحب منصب كه به خاطر آسايش‌طلبى و پرهيز از جنگ و خونريزى ، نيروى اراده و تصميم را از پادشاه گرفته و او را به آلت تأمين نيات راحت‌طلبانهء خود تبديل كرده بودند ؛ و شاه نيز كه مردى گوشه‌گير و خوش‌باور بود در دامى كه اين راحت‌طلبان براى او گسترده بودند گرفتار شد . بدين ترتيب با استناد به منابع تاريخى اواخر دوران صفويه نظير تحفة العالم فندرسكى ، تاريخ حزين ، مجمع التواريخ مرعشى و دستور شهرياران نصيرى چنين برمىآيد كه شاه سلطان حسين صفوى آنقدرها هم درخور شماتت و نكوهش نبوده است ؛ صاحب تحفة العالم مىنويسد : شاه سلطان حسين در اوايل زمامدارى خود طى فرامينى رسم شراب‌خوارى و صرف مسكرات را شديدا منع كرد و اماكن فساد ، فحشا ، قماربازى ، لهو و لعب را برچيد و رسم سجده به پادشاه و كور كردن و كشتن محارم را كه سلاطين سلف او در پيش گرفته بودند برانداخت و به اصلاح دستگاه نظامى و قضايى همت گماشت و بر ساده‌پوشى و محافظت از اخلاق نسوان و كودكان اصرار ورزيد . در كتاب دستور شهرياران نيز سخن از اقداماتى است كه شاه سلطان حسين در سالهاى اول سلطنت خود انجام داده و موجبات تأمين امنيت و آسايش خلايق را فراهم ساخته است ؛ او آشوبهاى داخلى را فرو نشانده و اقداماتى در جهت ريشه‌كن كردن فساد و تباهى به عمل آورده است ؛ و شايد همين اقدامات ، رجال و كارگزاران راحت‌طلب و عناصر تن‌پرور و سودجوى دستگاه حاكميت صفوى را بر آن داشته است تا با اغواى پادشاه ضعيف النفس و كوچك جلوه دادن نارضايتىها و بىخبر نگاهداشتن او از كانونهاى عصيان نابخردانه