غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

14

دستور الوزراء ( فارسى )

ظاهر گشته ملال بسيار بخاطر انورش رسيد و دست از طلب خاتم بازداشته روى به طرفى ديگر گردانيد . به صحت پيوسته كه در آن اوان كه صخرجنى بر مسند سليمانى منزل گزيده بود آن حضرت بنابر ضرورت با جمعى از صيادان كه بر كنار دريا بصيد ماهى اشتغال داشتند در آميخته سلوك مىنمود تا آنزمان كه مهيمن منان نوبت ديگر خاتم را بوى ارزانى داشت و كيفيت آن حالت چنان بود كه صخرجنى در ايام حكومت با بنى آدم بتكلف اختلاط مىكرد و در اكثر اوقات با ابناء جنس طريق مصاحبت مسلوك مىداشت و بخلاف شرع و عقل احكام از وى صادر مىگشت : خلايق از امثال اين حركات نالايق بدمظنه شده صورت سوءظن خود را بعرض آصف رسانيدند . آن جناب فرمود كه : ظاهرا اين شخص سليمان نيست و جهة تحقيق اين معنى كسى نزد ازواج و سرارى حضرت نبوى فرستاده ، از حال او تفتيش نمود . ايشان گفتند : چند گاهست كه ما از سليمان خبرى نداريم و آصف علماى بنى اسرائيل را آگاه ساخته فرمود كه : اين خبيث ديويست كه برجاى سليمان قرار گرفته ، آنگاه باتفاق بمجلس صخر مارد رفته آغاز قرائت تورية كردند ، آن ملعون طاقت استماع كلام مهيمن بيچون نياورده از فراز تخت غيبت نمود و خاتم سليمانى از دست در دريا انداخت و ماهئى بامر الهى خاتم را فروبرده در چنك صيادانى كه سليمان معاونت ايشان ميكرد گرفتار شد و آن طايفه ماهى مذكور را در بدل اجرة تسليم حضرت سليمان نمودند . لاجرم نوبت ديگر خاتم بدست آن حضرت افتاد و همانساعت ازدحام طوايف