محمد بن هندوشاه نخجوانى

پيشگفتار 38

دستور الكاتب في تعيين المراتب ( فارسى )

يافته بود . بعلاوه مالياتها و خراجاتى كه از اهالى شهرها و دهات و نيز از كوچ‌نشينان دريافت ميگرديد وارد ديوان ميشد و تمام دخل و خرج دولت از طريق ديوان انجام مييافت . نظر باينكه مغولهاى كوچ‌نشين ، چنان كه واضح است قادر به اداره امور مالى نبودند ، لذا اين سازمان ، هم در مركز و هم در ولايات اساسا بدست صاحب‌منصبان و كارمندان محلّى اداره ميشد . ادارهء امور ديوان ، همانطور كه در فوق اشاره شد ، در دست وزير بود كه در عهد ايلخانان « صاحب ديوان » ميناميدند در دوران آخرين سلاطين ايلخانى و نيز در عهد جلاير و بعد از آنها ، در نتيجهء بعضى علل اصطلاح « صاحب ديوان » از استعمال خارج ميگردد و مانند دوره قبل از مغول ، مجددا اصطلاح وزير به كار ميرود كه بنا به نظر محمّد نخجوانى ، از كلمهء « وزر » مشتق است كه به معناى پناهگاه مىباشد . « 1 » در واقع ، طبق سلسله مراتب فئودالى ، وزير از لحاظ موقعيتى كه در ادارهء امور كشور دارد بعد از سلطان شخص دوم شمرده مىشود . محمد نخجوانى بموضوع ديوان و تقسيم مشاغل در ميان صاحب‌منصبان ديوان فصل ويژه‌اى تخصيص داده و بانحاء مختلف دربارهء نقش وزير و صاحب‌منصبان و كارمندان ديوان بتفصيل

--> ( 1 ) - محمد نخجوانى ، كتاب فوق ، جلد دوم ، ص 73 ، 74 : چه اشتياق وزير از وزراست و وزر پناهگاه را گويند . در اين خصوص رجوع كنيد به « مقدمهء ابن خلدون » ترجمهء محمد پروين گنابادى ، تهران ، 1336 . جلد اوّل ، ص : 467 - 474 ، 479 ، 480 : « . . . وزارت ، از مهمترين درجات سلطنتى و اساس همهء پايگاههاى پادشاهى است . و نام آن بر مطلق يارى دلالت مىكند ، زيرا اين كلمه يا از « موازرت » بمعنى معاونت و يا از « وزر » بمعنى سنگينى مأخوذ است . . . »