محمد بن هندوشاه نخجوانى
328
دستور الكاتب في تعيين المراتب ( فارسى )
و بظلم و عدوان و تعدى و تطاول از مردم ضعيف حال درويش گندم و جو و ساير حبوبات و حوايج مىستانند و به چوب و شكنجه خطاب مىكنند اين معنى بغايت مستنكر نمود بدان سبب اين حكم نفاذ يافت و بها الدين آيبك « 1 » را با صد « 2 » سوار جلد متجنّد « 3 » مرتب « 4 » مستعد « 5 » فرستاده شد تا مجموع آن جماعت را گرفته و بند كرده اينجا آورد تا بعد از استكشاف احوال و استرداد حقوق مظلومان و تسليم بمستحقان هر يك را ( * ) بسزا و جزايى كه در خور ان باشند و موجب « 6 » اعتبار سايز « 7 » ظلمه و مفسدان « 8 » و متعديان گردد رسانيده آيد هيچ آفريده در ميان نيايد « 9 » فصل چهارم « 10 » در نهب و قتل و غارت دشمنان « 11 » دو « 12 » نوع نوع اول چون بتحقيق پيوندد كه جمعى تخم عداوت در كل دل كشتهاند « 13 » و طينت طبيعت را بحقد و مكر سرشته و
--> ( 1 ) - آ : اييك ، ج : ؟ ؟ ؟ يك ، ث : ا ؟ ؟ ؟ پك ، ب : ا ؟ ؟ ؟ ك . ( 2 ) ج : جند ، ب ت : ناخوانا . ( 3 ) ت : حذف شده . ( 4 ) - آ پ : و مرتب ، ب : و مرتب و . ( 5 ) ت : حذف شده . ( * 6 ) پ : سزايى كه موجب . ( 7 ) پ : حذف شده . ( 8 ) پ : و فجره - افزوده . ( 9 ) - آ : و السلم - افزوده . ( 10 ) - ج : جهاردهم . ( 11 ) - پ : مسلمانان . ( 12 ) - ت : سپه . ( 13 ) - ت : كاشتهاند .