محمد بن هندوشاه نخجوانى
269
دستور الكاتب في تعيين المراتب ( فارسى )
الذين يبدلونه ان الله سميع عليم و من سعى فى ابطاله فعليه لعنة الله و الملائكة و الناس اجمعين و ماويه « 1 » جهنم و بئس المصير جماعت اهل ذمت آنجا مىبايد كه متوجه خود سال بسال با معتمدان او بر موجبى كه از ديوان بزرگ « 2 » بر متمول و متوسط و مقلّ الحال مقرر شده جواب گويند و چيزى قاصر نگردانند و مولانا شيخ الاسلام اعظم را و بعد از انقضاء اطول « 3 » اعمار اولاد و احفاد او را ما تعاقبوا و تناسلوا حاكم و متصرف خود دانند و بىبرات و نشان ايشان يكدانگ زر به هيچ « 4 » آفريده ندهند و اگر داده باشند محسوب نخواهد بود تا حقيقت دانند « 5 » و كتب فى فصل سوم در معيشت و مقاصه معيشت وجهى را گويند كه پادشاه در حق كسى ارزانى فرمايد و تا آنكس در حيات باشد منقطع نگردد « 6 » و بعد از وفات « 7 » او منقطع ( * ) و ساقط شود « 8 » و چون بمتوجه « 9 » موضعى مقاصه گردد حكم مقاصه نيز موقوف بر حيات آنكس باشد و بعد از وفات « 10 » او « 11 » مسقط گردد بخلاف مقاصهء ادرار « 12 » كه آن ابدى باشد و اين فصل مشتمل بر دو نوع است
--> ( 1 ) - ب : ماوآه . ( 2 ) پ ج : حذف شده . ( 3 ) ج : اطوال . ( 4 ) پ : حذف شده . ( 5 ) ث : داند . ( 6 ) پ : كردد . ( 7 ) ت : حذف شده . ( * 8 ) پ : كردد و ساقط . ( 9 ) پ : بتوجّه . ( 10 ) - ت : حذف شده . ( 11 ) - ث : حذف شده . ( 12 ) ج : ادرارى .