محمد بن هندوشاه نخجوانى

238

دستور الكاتب في تعيين المراتب ( فارسى )

و فضل زاخر زاهر اوست و نص « 1 » كتاب كريم بذكر آن ناطق وليكتب بينكم كاتب بالعدل در قلم آرد و آن صورت را در دفترى منقح و روزنامجه‌اى « 2 » روشن مثبت گرداند تا عند الاحتياج مرفوق « 3 » و ملحوظ باشد بدان سبب اين حكم نفاذ يافت تا ازين تاريخ باز امرا و اصحاب ديوان بزرگ و حكام و قضاة ولايات ممالك محروسه مولانا ضياء الدين عبد الحى را كاتب دار القضاء ممالك دانسته در تعظيم ( * ) و تكريم « 4 » و تبجيل و تقديم او « 5 » شرايط اجتهاد مرعى دارند و ديگرى را با او مجال مشاركت « 6 » ندهند و ( * ) ندانند و « 7 » دست او در تقلد « 8 » اين منصب رفيع و محل « 9 » منيع ( * ) مويد و مساعد « 10 » شناسند « 11 » و رسمى كه در كتبت صكوك « 12 » و حجج و قبالات ( * ) و ساير مكتوبات شرعى « 13 » معهودست با او جواب گويند تا در وجه مصالح خود به مصرف رسانيده بتمشيت اين شغل كما ينبغى مشغول گردد فصل چهاردهم در تفويض امينى دار القضا چون نمودند كه مولانا امين الدين بكمال كفايت و ديانت و ورع

--> ( 1 ) - ت : ذكر . ( 2 ) پ : روزنامه . ( 3 ) پ : موموق ، ب ج : مرموق . ( * 4 ) - آ ب ت : حذف شده . ( 5 ) پ : كوشند و - افزوده . ( 6 ) - آ ب پ ت ج : شركت . ( * 7 ) ت : بدانند كه . ( 8 ) پ : تقليد ( 9 ) ت : حذف شده . ( * 10 ) - پ ج : قوى و مطلق . ( 11 ) - ت : است . ( 12 ) - آ : صلوك . ( * 13 ) پ ج : حذف شده .