محمد بن هندوشاه نخجوانى
130
دستور الكاتب في تعيين المراتب ( فارسى )
مستوفى سيد صدر الدين حمزه را ملازم « 1 » و مصاحب « 2 » خود گردانيد و از قبل خود بدفتردارى تعيين كرد تا روزى خواجه شرف الدين سمنانى كه وزير بود بحضور پادشاه « 3 » غازان « 4 » بدفترى محتاج شد و از خواجه معين الدين طلب كرد و او با سيد صدر الدين حمزه گفت كه « 5 » سيد فلان دفتر بيار پادشاه غازان « 6 » چون نام سيد شنيد و او بغايت دوستدار خاندان بود گفت چون ( * ) دفتر با « 7 » سيد است از قبل معين الدين چرا باشد بعد ازين « 8 » به حكم يرليغ من دفتردار « 9 » ممالك سيد حمزه باشد و باز باصالت برو مقرر شد و بعد از ان هر پادشاه كه بر تخت سلطنت ممكن گشت و هر وزير كه بر مسند وزارت نشست دست او قوى داشتند و تا آخر عمر آن منصب برو مقرر بود و چند موضع ديوانى در بغداد و اصفهان و ديگر بلاد عراق عجم و در تبريز و نخجوان و ديگر ولايات بوجه مصالح دفترخانه از كاغذ و قلم و حبر و مجلد ملازم كه بساختن دفترها و طومارها و روزنامجات و غير آن مشغول « 10 » بودى و خيمهء ديوان و زيلوها و صندوقهاى دفتر و فراشان و ديگر ملازمان و شتران جهت نقل اين « 11 » آلات
--> ( 1 ) - ت : ملارمت . ( 2 ) ت : مصاحبت . ( 3 ) ت : بادشاهان . ( 4 ) ت : غازان خان . ( 5 ) - آ ت : حذف شده . ( 6 ) ت : غازان خان . ( * 7 ) ت : حذف شده . ( 8 ) - آ ب ت : از ان ( 9 ) ت : دفتر . ( 10 ) ت : حذف شده . ( 11 ) - آ ب ت : آن .