محمد بن هندوشاه نخجوانى
24
دستور الكاتب في تعيين المراتب ( فارسى )
كليات اعمال بوده و بدقايق مبانى آن رسيده راه امارت اولكاء فلان ولايت كه فراخور جلادت اوست به دو تفويض كرديم « 1 » و دست او را « 2 » درين مهم خطير و مصلحت جسيم قوى و مطلق گردانيديم « 3 » تا بر وجهى كه از وفور كفايت و معدلت او معهودست بمحافظت ولايت و رعيت مشغول گردد و نگذارد كه از هيچ « 4 » متغلب و متعدى ضررى عايد شود و اضداد و مخالفان و متمردان و مفسدان را ماليده دارد و دست ايشان « 5 » از تعرض ( * ) رعايا و مواضع « 6 » كوتاه گرداند تا روز بروز امداد شكر همكنان از حسن معاش « 7 » او تواتر و تعاقب يابد تا « 8 » بمحمدت پيوندد بدان سبب اين حكم « 9 » نفاذ يافت تا از « 10 » ابتداى سال سادات و حكام و قضاة و متصرفان آنجا او را امير اولكا دانسته در جميع قضايا كه تعلق بدين وظيفه داشته رجوع كلى با او كنند و از سخن و صواب ديد او تجاوز ننمايند و دست او در تقلد و تكفل اين « 11 » منصب
--> ( 1 ) - پ : رفت ( 2 ) - آ ب پ ج : حذف شده . ( 3 ) ب : گردانيد ، پ : گردانند . ( 4 ) ت : حذف شده . ( 5 ) پ : ايشانرا . ( * 6 ) پ : مواضع رعايا . ( 7 ) ت : معيشت . ( 8 ) ث : حذف شده . ( 9 ) ج - يرليغ : افزوده ( 10 ) ث : حذف شده . ( 11 ) ت : آن