محمد بن هندوشاه نخجوانى

ديباچه 11

دستور الكاتب في تعيين المراتب ( فارسى )

شهرت وسيعى يافت « 1 » . با خواجه غياث الدين پسر رشيد الدين نزديك بود و اثر خود « صحاح العجم » را بوى اتحاف كرد « 2 » . اين مناسبات شاهد آنست كه محمد نخجوانى با غياث الدين كه رجل دولتى بزرگى در دوران آخرين حكمرانان سلسله ايلخانيان بود همكارى ميكرد . فكر تأليف « دستور الكاتب » نيز چنان كه از ديباچه مولفش پيداست به غياث الدين تعلق داشت « 3 » كه بدون شك تأثير معينى روى جهان‌بينى و خلاقگى محمد نخجوانى داشته است . مؤلف چه در ديباچه و چه در خاتمه اثر خود متذكر مىشود كه آن را در سنين كهولت بانجام رسانيده است . طبق بعضى دستنويسها ، بطوريكه محمد مير آفتاب نيز ذكر مىكند ، نخجوانى اثر خود را در هفتاد و سه سالگى « 4 » بانجام رسانده و براى اينكه زندگى آتى خود را تامين نمايد آن را به حكمران آنزمان سلطان شيخ اويس پسر شيخ حسن بزرگ مؤسس سلسله جلايرى اتحاف كرد « 5 » . بطوريكه

--> ( 1 ) محمد بن هندوشاه نخجوانى ، دستور الكاتب فى تعيين المراتب ، متن علمى و انتقادى از ع . ع . على زاده ، ص 8 ؛ فلوگل ، اثر مذكور ، ص 235 ( 2 ) هندوشاه ابن سنجر ، اثر مذكور ، مقدمه عباس اقبال ( 3 ) محمد بن هندوشاه نخجوانى ، دستور الكاتب فى تعيين المراتب ، متن علمى و انتقادى از ع . ع . على زاده ، ص 25 ( 4 ) همانكتاب ، ص 24 . در اين‌باره فقط در دستنويسهاى اسلامبول و وين ذكرى رفته ، در ساير نسخ خطى اين قسمت وجود ندارد . دربارهء تاريخ تاليف دستور الكاتب هامر پورگشتال در اثر مذكور ، ص VXX و دوزى در اثر مذكور ، ص 173 و فلوگل در اثر مذكور ، ص 235 نوشته‌اند كه محتاج ببررسى دقيق‌تريست . ( 5 ) همانكتاب ، ص 25 ، 26