آنه مارى شيمل ( مترجم : فرامرز نجد سميعى )
59
در قلمروى خانان مغول ( فارسى )
در مسير غروب مغول ( 1707 - 1857 ) در حالى كه از نخستين شش فرمانرواى مغول و خانوادهشان تصاوير متعدد بعضا زيبايى داريم ، تصاوير فرمانروايان بعدى محدود ، و كمتر زيباست . از يكسو تغيير سريع فرمانروايان پس از مرگ اورنگ زيب مانع كار مداوم هنرمندان بود - تا جايى اصولا علاقهمندى براى آنها يافت مىشد - از سوى ديگر تصوير چهره ، مثل آنچه بيش از همه در دورهء حكومت جهانگير و شاه جهان مورد داشت ، چندان به عنوان نمايش رسمى قدرت مورد تصور نبود . تصاوير بسيار خصوصى محمد شاه رنگله ، ( 1 ) معتاد به خوشگذرانى ، كه نه فقط به دستورش او را در كجاوهاى با هشت زن در باغش ، بلكه هنگام معاشقه نيز تصوير كردهاند ، شاخص هستند . بعدها تصاوير حزنآور « شاه عالم آفتاب دوم » كه نابينا و شاعر بود ، او را بر تخت سلطنت ( 2 ) نشان مىدهند . ما در روى تصوير ديگرى بهادر شاه ظفر آخرين فرمانرواى مغول را مىبينيم . شاهزاده لاغر اندام در واقع بر تختى از طلا جلوس كرده است ، ولى شيرهاى حملكنندهء تخت سلطنت بيشتر شبيه سگهايى از نژاد پودل هستند . زنجيرهاى كلفتى كه فرمانروا و پسرانش بر گردن دارند ، نمىتوانند فقر دربار مملكت را به نحو ديگرى جلوهگر سازند . عكسى كه پيرمرد را در تبعيد در رانگون ، جايى كه او در سال 1862 در فقر درمىگذرد نشان مىدهد ، عميقا تكاندهنده است . . . اورنگ زيب در مورد اطلاع از فروپاشى سرزمين پس از مرگش از طريق طالعش ، اشتباه نكرده بود . از پنج پسرش سه پسر در حيات بودند كه در ماه مارس 1707 بين آنها بر سر جانشينى جنگ درگرفت . جعفر زتلى « 1 » كه معمولا به واسطهء اشعار پوچش شناخته شده بود و به سبب اشعار تمسخرآميز در سال 1713 كشته شد ، در يكى از اشعارش اينچنين شكوه مىكند : كى يك چنين فرمانروايى مىيابيم ، * بىنقص ، آگاه ، خردمند ؟
--> ( 1 ) . Ja cfarZatalli .