آنه مارى شيمل ( مترجم : فرامرز نجد سميعى )

54

در قلمروى خانان مغول ( فارسى )

خصوصىاش به قانون كاملا وفادار بود ؛ او مىبايست همه ساله « چيله » - « 1 » عبادت 40 روزه - را انجام دهد و با رونويسى از قرآن و دوخت شب كلاه ، پول تو جيبى خود را درآورد . ( 2 ) گفته مىشود كه او در جنگى از اسب پايين آمد تا نماز شب را بخواند . هنوز هم تعدادى از رونويسيهاى قرآن او موجود هستند . او از نوجوانى ، همان‌گونه كه ياد شد ، در دكن فعاليت داشته است . سپس او در گوجرات ، بلخ ، و مولتان بود . براى قندهار ناموفق جنگيد و در سال 1652 مجددا به دكن بازگشت . زمانى كه سرانجام حكومت را به دست آورد ، براى بار دوم در ماه مه 1659 و اين‌بار رسما تاجگذارى كرد و قوانين و ظوابط سخت خود را آغاز و اجرا نمود . منع الكل سخت‌گيرانه عملى مىشد - البته مسيحيان مىتوانستند شراب توليد كنند - و به تدريج تفريحاتى مثل برگزارى كنسرتهاى موسيقى از زندگى حذف مىشدند . مديحه‌سرايى نيز به تدريج دچار خفقان گرديد و اگر كه تعداد زيادى مينياتور و وقايع تاريخى تذهيب شده از دورهء اورنگ زيب موجود است ، بدين‌سان دلگرمى و حمايت معمول گذشتهء هنرمندان خاتمه يافته است . البته به دستور فرمانرواى سختگير كرارا عكس چهرهء معظم پسر زندانىاش را برايش از زندان ارسال داشته‌اند . ( 3 ) ولى هرچه قدر به محتسب « 2 » ، ناظر بازار ، يا بهتر بگوييم ، بازرس ، اختيارات مختلف جديد بيشترى داده مىشد ، زندگى كسل كننده‌تر مىشد . البته تغيير سياست سنتى در مقابل هنديان غيرممكن بود ، هر چند كه جزيه حذف شده به وسيلهء اكبر دوباره برقرار شده بود . ولى تعداد منصب‌داران هندى اصلا كم نشده بود - اورنگ زيب نيز بايد به جنگجويان هندى اتكا مىكرد . وضعيت در شبه قاره به شكل قابل ملاحظه‌اى تغيير كرده بود . از دكن خطر تازه‌اى تهديد مىكرد ؛ نه چندان زياد از طرف دو قلمروى سلطنتى تضعيف شده كه اورنگ زيب سرانجام در سال 1686 ، بيجاپور و 1687 ، گلكنده را تسخير كرد . اين خطر از طرف مارات‌ها بود كه در دورهء شاه جهان از ماهاراشترا « 3 » به بخشهاى شمالى سرزمين رسوخ كرده بودند و شيواجى رهبر آنها در سال 1659 به دربار شاه جهان راه يافته ، ولى سپس از دربار گريخته بود . وقتى شيواجى در سال 1680 درگذشت ، رهبران كشورگشاى فعال ديگرى پس از او آمدند و تاريخ هند عملا در تمام طول قرن 18 زير سلطهء مارات‌ها قرار داشت كه همواره باز هم از سمت شمال پيشروى مىكردند و بعدا نيز در سياست دهلى دخالت داشتند . اورنگ زيب كوشيد نه فقط به ظاهر سرزمين استحكام بخشد ، بلكه كمى هم به تعليم و تربيت مسلمانان بپردازد . بايد به ويژه نقش او در ايجاد فرنگى محل در لكنو كه از سال 1691 به يكى از

--> ( 1 ) . Chilla . ( 2 ) . muhtasib . ( 3 ) . Maharashtra .