آنه مارى شيمل ( مترجم : فرامرز نجد سميعى )
30
در قلمروى خانان مغول ( فارسى )
قرهقيونلو به او برخورد ؛ او به حمايت از سرورش ادامه داد ؛ قندهار پس از گذشتن از سيستان و مشهد ، دوباره پس گرفته شد . همايون همسر جوانش را در قندهار باقى گذاشت تا كابل را با وجود اينكه كامران در آنجا يك حكومت با وحشت واقعى به راه انداخته و تهديد كرده بود كه اكبر خردسال را ، كه در آن زمان نزد او بود روى ديوار قرار خواهد داد تا نتوانند دژ را گلوله باران كنند ، فتح كند . صحنهاى كه اكبر خردسال مادرش را باز مىشناسد ، بارها نمايش داده شده است . ( 5 ) كابل مجددا مثل روزهاى حكومت بابر ، مركز مغولان شد و همايون موقعيت اين را يافت تا تعدادى از بهترين نقاشان قلمروى صفوى را نزد خود آورد ، زيرا آنها در نتيجهء استغفار صادقانهء شاه طهماسب در تبريز ، پايتخت آن زمان ، ديگر نمىتوانستند انتظار تشويق هنر را داشته باشند . همايون به لطف بايرام خان موفق شده مجددا حكومت منطقهء به ارث گذاشته شده از پدرش را به چنگ آورد . او از جلال آباد تا پيشاور را با كلك سفر كرد و به آرامى ناحيهء قبلا از دست داده را پس گرفت . هيندال برادرش كه دوباره به او پيوسته بود در سال 1551 در يك حملهء شبانه توسط كامران مجروح و كشته شد ، و گلبدن خواهرش عميقا سوگوار او بود . ( 6 ) كامران در سال 1552 نخست نزد اسلام شاه سورى گريخت ، سپس ملبس با يك بورقه « 1 » ، به آدم قاكار « 2 » كه بر اطراف ناحيهء روهتاس نزديك پهلوم تسلط داشت پناه برد ؛ او در آنجا دستگير شد و چون همايون از كشتن برادرش شرم داشت ، وى را كور كردند - جوهر دربارهء اين عمل كه به اندازهاى بد انجام گرفت كه شاهزاده را سخت عذاب داد ، گزارش مىدهد . كامران سپس با همسرش به مكه فرستاده شد كه در سال 1557 در آنجا در گذشت . ولى همايون به سمت شرق رفت و در شرق لاهور باز هم بر تعدادى از جنگجويان سورى پيروز گرديد ، و دهلى را پايتخت خود قرار داد ، و در پورانا قلعه ، قلعهء قديمى ، اقامت گزيد . در آنجا يك سال بعد زمانى كه عازم رفتن براى نماز بود ، از روى پلكان كوشك كتابخانه سقوط كرد و زندگىاش به پايان رسيد . بايرام خان كه با اكبر چهارده ساله براى فتوحات در لشكركشى بود ، دستور داد از نوجوان اطاعت كنند . مورخى دربارهء همايون مىنويسد : « شخصيت شبيه به فرشتهاش به هر فضيلت مردانهاى آراسته بود ؛ در علم نجوم و رياضيات بىهمتا بود . » كمى بعد ساخت آرامگاهش در دهلى نزديك يومنا آغاز شد كه پس از هشت سال فعاليت ساختمانى تحت نظارت مسنترين بيوهاش ، در سال 1569 پايان يافت ، و همانطور كه كليم « 3 » شاعر دربار شاه جهان سروده است ، مركز سلسلهء سلطنتى و زيارتگاه مغولان بعدى شد . ( 7 )
--> ( 1 ) . Burga . ( 2 ) . AdamGhakkar . ( 3 ) . Kalim .