آنه مارى شيمل ( مترجم : فرامرز نجد سميعى )

23

در قلمروى خانان مغول ( فارسى )

به تركى نوشت : براى اسلام بىخانمان و دوره گرد شدم * با هنديان ، با كفار زيادى جنگيدم آماده بودم ، به عنوان شهيدى بميرم * ولى شكر خدا ! دلاور دين و ايمان شدم ! و به اسم خود عنوان غازى « 1 » ، يعنى مجاهد را اضافه كرد . بابر به نحوى جالب توجه به برخوردش با « محمد غوث گواليورى » ، عارف بزرگ ، ( ف . 1562 ) اشاره مىكند كه بالاترين صاحب نظر در اداى سوگند به نام خداوند بود و برادرش شاه پهول « 2 » ، بايد مشاور همايون مىشد . فتوحات بابر ادامه يافتند ؛ او ديدارش از گواليور « 3 » را توصيف مىكند ، جايى كه تنديسهاى عظيم عريان جينىهاى مقدس ، كه امروزه هم هنگام بالا رفتن به سوى دژ گواليور ديده مىشوند ، مزاحمش بوده‌اند . ( 5 ) پس از پيروزى بر راناسانگها او خود را كمى بيشتر در اختيار خانواده‌اش قرار داد . در سال 1528 خانمهايى از كابل به هند آمدند و هيندال هديه‌اى زيبا دريافت كرد ؛ طفل ده ساله يك جوهردان جواهرنشان ، يك چهار پايهء مرواريدنشان ، و لباسى شبيه لباس پدرش در اندازهء كوچك ، و يك كتاب الفبا دريافت داشت . ولى همايون جانشين پدر ، به سبب سبك نامه‌نگارى پيچيده و غلطهاى املايى مورد ايراد قرار گرفت . زيرا كه بابر ، خود يك اديب بود كه آثارش معيار اشعار تركى ، شريعت حنفى ، و ديگر موضوعات قابل توجه مدارك تركى جغتايى هستند ، و او نوعى خط مختص به خود به نام خط بابرى « 4 » ابداع كرده بود . بابر به نشانهء تصرف كنندهء سرزمين دستور داد مسير آگرا به كابل را اندازه‌گيرى كنند و در آنجا سنگهاى كيلومتر كار گذارند ؛ او مسيرش را نيز به سمت شرق تغيير داد ، و دستور ساخت يك كشتى راحت را صادر نمود . نام كشتى آسايش « 5 » بود و چندين عرشه و كابين داشت ، اين كشتى در واقع مىبايد تمام تصاوير كشتى در مينياتورها ، و همچنين تصوير زيباى كشتى نوح را با عرشه‌هاى متعدد و تمام حيواناتش در چندين طبقه ، تحت شعاع قرار داده باشد . ( 6 ) بابر خود با غرور مىنويسد كه رود گنگ را ورزشكارانه مثل هميشه با 33 حركت طى كرده و با همان

--> ( 1 ) . ghazi . ( 2 ) . ShahPhul . ( 3 ) . Gwalior . ( 4 ) . Khattbaburi . ( 5 ) . asayish .