آنه مارى شيمل ( مترجم : فرامرز نجد سميعى )
13
در قلمروى خانان مغول ( فارسى )
بزرگان دربار را چهرهنگارى كردهاند . بافندگى و انواع هنر نساجى نيز شكوفا شدند . همچنين ظروف گرانبها از عقيق و سنگ يشم ، و سلاحهاى جواهرنشان درخشان ، و دست نويسهاى ظريف پرتزيين در جلدهاى مجلل ، ساخته و پرداخته شدند . شعرا به ستايش فرمانروايان و بزرگان دربار پرداختند ، ولى شعر تنها به زبان فارسى كلاسيك اصلاح شده ، در طول صدها سال وجود نداشت ، بلكه در قرن 16 شعرهاى عارفانه در زبانهاى ناحيهاى هم مثل سندى ، پنجابى ، و پشتو سروده شدند ، شعر هندى نيز حفظ و نگهدارى شد . سانسكريت باز هم نقش مهمى را ايفا مىكرد ، در حالى كه در دربار مغول زبان تركى ، كه تركى جغتايى نواحى آسياى مركزى است ، به عنوان زبان خانوادگى ، كم و بيش آراسته و پيراسته ، زنده نگه داشته شد . مورخان هندى و غربى مطالعات و بررسيهاى بسيار زيادى را وقف امور ادارى ، رتبههاى پيچيدهء بزرگان ، امور مالك و رعيت ، كشاورزى ، امور لشكرى مغولان ، و موضوعات ديگر كردهاند ؛ چون در اينجا نيز اسناد بىشمارى در آرشيوهاى شهرهاى مختلف هند ، و در مجموعههاى خصوصى وجود دارند . گاه ، گذشتن از ميان ارتباطات پيچيدهء خانوادگى و ادارات متغير سياسى و نظامى ، مشكل است ، و مشكلتر وقتى است كه مىبينيم غالبا با يك ادارهء جديد ، عنوان يا لقبى جديد مرتبط بوده است . مناسبات مذهبى داخل هند بيش از هر چيز تحسين كنندگان و منتقدان را از مدتها پيش به خود مشغول داشته است ، چون به هر حال در اين سرزمين عظيم تمام شاخصهاى مذهب اسلام را - از سختگيرترين بنيان گرايان گرفته ، تا صوفيان در حال خلسه - مىتوان يافت . در حالى كه بيشتر ساكنان به هندوئيسم وابسته بودهاند ، مسيحيان ، يهوديان ، پارسيان ، چينىها ، و برخى ديگر تصوير رنگارنگى از يك سرزمين چند مذهبى را شكل دادهاند . در ميان خانان مغول ، بيشتر آثار تقديم اكبر شده است ، او در حينى كه به وسيلهء مورخان هندو - مسلمان متعصب به سبب رويگردانى غير واقعىاش از اسلام لعنت مىشود ، از طرف متفكران عرفان و نمايندگان يك جنبش فراگير طرفدار صلح و متكى بر يگانگى ، به عنوان « سايهء خداوند در روى زمين » ، و بزرگترين فرمانروايان هندو - مسلمان مورد تحسين قرار مىگيرد - رفتارى كه در مورد نبيرهاش اورنگ زيب ( 1658 - 1707 ) برعكس است . حتى اگر كسى از تاريخ و فرهنگ سلسلهء مغول چيزى نداند ، تاج محل در آگرا ، آرامگاه شاه جهان ، همسر و مادر چهارده بچهاش را كه در سال 1361 در بستر زايمان فوت شده است مىشناسد ، اين ساختمان ظاهرا شفاف براى دنيا نماد زيبايى و عشق شده است . شكوه و جلال قلمرو حدود 200 سال پايدار ماند ؛ پس از مرگ اورنگ زيب در سال 1707 ، اضمحلال تدريجى و دردآور باز هم يك سده و نيم ديگر ادامه مىيابد تا اينكه پس از شورش ناموفق سال 1857 سربازان در موتينى ، انگليسىها سلطهء خود را بر قلمروى گذشتهء مغولان تثبيت مىكنند . ملكهء ويكتوريا در