محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

743

خلد برين ( فارسى )

قلى بيك برادرزادهء مشار اليه كه در آن زمان در سلك مقربان و مجلسيان مجلس همايون منسلك بود اين معنى را به فراست دريافته على الفور خبر مذكور را به قورچىباشى رسانيد . مقارن آن طهماسبقلى سلطان به اتفاق غازيان افشار به در سراى وى رسيده عازم دخول گرديدند . در آن حالت چون غازيان افشار ، درگاه سراى وى را گرفته گريزگاهى جز راه روسياهى نداشتند از راه باغچهء آن خانه قدم جرأت به قصد هزيمت بيرون گذاشتند و گريزان و هراسان از راهى كه به سيبهء ايشان مىرفت خود را به سيبه رسانيده از آنجا رخت هزيمت به پاى قلعه كشيدند ، و چون روميان را در برج و بارهء قلعه متفحص حال خود ديدند تاج و هاج را كه بر سر داشتند از سر وا كرده به درون خندق انداختند . روميان از آن حركت دانستند كه آن دو روسياه از درگاه جهان‌پناه روى گردان شده‌اند ، لاجرم على - الفور دروازهء قلعه را گشوده ايشان را به قلعه درآوردند و چون دانستند كه فراريان چه كس‌اند ورود ايشان را مقدمهء فتح و فيروزى خود شمرده غلغلهء شادمانى به ايوان كيوان رسانيدند . در همان روز جبار قلى بيك نمك به حرام ، روميان را بر سر نقب برده ايشان را از صورت واقعه خبردار گردانيد و آن گروه كم فرصت سر نقب را كه به ميان شير حاجى « 1 » رسيده بود گشوده به ضرب توپ و تفنگ ، نقب را از كاركنان خالى نمودند . و چون راهى چنان پهناور بىكلفت شور و شر به دست ايشان افتاد از آن راه قدم به مدرسهء حسن پادشاه نهادند و از اين رهگذر شورشى نمونهء روز محشر در آن سيبه روى نموده خبر به شاهزادهء والاگهر رسيد . حسب الفرمان ، طايفهء جليلهء شاملو از اطراف و جوانب به دفع آن داهيهء عظمى روان گرديده فى - ما بين حرب شديد به وقوع انجاميد و گروهى انبوه از هر دو جانب به قتل رسيدند و نقبى را كه نقابان آهنين چنگ در عرض مدت دو سه ماه ، شاهراه سپاه ظفر پناه ساخته بودند و امكان داشت كه شاهد

--> ( 1 ) - شيرحاجى - حصارى كه بر دور حصار درون باشد ، ديوار مستحكم كه گرد قلعه‌هاى جنگى كشند ( معين ) .