محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

724

خلد برين ( فارسى )

صورت پذير نگرديد . مقارن آن قول همايون از جاى خود حركت كرده به معركهء ميدان رسيد و يكه تازان معركهء گير و دار كه فدويان جان نثار بودند به طعن سنان آتشبار و جوهر شمشير آبدار ، بسيارى از روميان بادپيماى خاكسار را در برابر آن سرور بر خاك هلاك انداختند و تا زمانى كه طاير زرين بال خورشيد ، رخت به آشيانهء مغرب كشيد مركب جرأت و جلادت به هر طرف مىتاختند و با آن كه شب زنده‌داران ثوابت و سيار بر بام اين فيروزه حصار به پاسدارى برآمده جهان ، كسوت عباسيان در بر كرد شيرشكاران بيشهء گير و دار ، عنان از معركهء ميدان نكشيدند و از اين راه ، اعداى كينه‌خواه نيز سرگرم محاربه و مقاتله گرديدند و فرمان‌پذيران از دو جانب ، مشاعل زرنگار و شمع و چراغ بىشمار به معركه دوانيده ساحت ميدان را چون دل ارباب ايمان منور گردانيدند و در آن شب تار ، شعلهء تيغ آتشبار به فلك دوار رسيد . در اثناى گير و دار ، شاهزادهء گردون اقتدار ، شاهرخ خان را با امراء و لشكر ذو القدر و مردم قراجه داغ و جماعت شيخاوند كه در ميسرهء لشكر قيامت اثر بودند به حرب ميمنهء روميان مأمور گردانيد و بنا بر آن كه قلب سپاه روم منظور و معلوم نبود و عبور لشكر منصور از ميان رودخانه بود چون شاهرخ خان و اتباع از رودخانه به بالا صعود نمودند خود را در عقب روميان ديده كرناى كشيدند و نفير كرناى ايشان ، روميان را از نفخهء صور و هول يوم النشور خبر داده به فكر گريز افتادند . مقارن آن رايت ظفر نشان شاهزادهء عالم و عالميان از ميان رودخانه نمايان شده بر اثر غازيان به معركهء ميدان رسيد . به ورود آن حضرت قلب لشكر روم به هم برآمد و پاشايان هر چند سعى نمودند كه سلك جمعيت و صفوف لشكريان از هم نپاشد دست به هم نداد و سپاهى به آن كثرت و عدت روى به وادى هزيمت نهادند و پاشايان نيز فى الجمله پاى ثبات و قرار افشرده چون ديدند كه كار سپاه و لشكر به كجا رسيد از راه اضطرار ، ايشان نيز پشت داده روى به