محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
722
خلد برين ( فارسى )
نظر شيرشكاران بيشهء فتح و ظفر بر عسكر چغال اوغلى افتاد به يك بار از جاى درآمده جلوريز به قصد خونريز ايشان مركب جلادت به ميدان تاختند و در حملهء نخست قرب دو هزار مبارز نامدار از آن قوم بىزينهار بر خاك هلاك و بوار انداختند . چغال اوغلى را از رهگذر اين دستبرد نمايان ، پاى ثبات و قرار از جاى رفته سر خود گرفت و به حال تباه و روز سياه گريزان خود را به ماديانى برق جولان كه از براى روزى چنان مهيا داشت رسانيده بر وى سوار شد و عنان به صوب هزيمت منعطف ساخته از ميان به در رفت . بعد از فرار سردار ، كورسيدى خنوسلو اظهار مىكرد كه دست سنان نيزهء جان ستان من به دامن درع و خفتان چغال اوغلى رسيد اما كارگر نگرديد . اين دعوا از وى به مرتبهء ثبوت نرسيده چغال - اوغلى خود را از معركه به كنار كشيد اما بنا بر آن كه عثمان پاشا هر زمان از سپاه و لشكر خود خبر گرفته ساعت به ساعت افواج بحر امواج روم را به مدد و كمك چغال اوغلى [ . . . ] و انهزام روميان كه غازيان فيروزى نشان به فتح و ظفر اختصاص يافته بودند به توهم آن كه مبادا بعد از فتح و فيروزى به رسيدن كمك و مدد ، چشم زخمى روى نمايد و روز هم به آخر آن رسيده بود لشكر نصرت اثر را به مراجعت مأمور نمود و خود نيز عنان به صوب مراجعت معطوف ساخته در ميان همان رودخانه رحل اقامت انداخت و روز ديگر با جهان جهان فتح و ظفر به معسكر همايون شاهزادهء و الا گهر پيوسته رئوس اعادى و اسرا و اخترمهها « 1 » را از نظر انور آن سرور گذرانيد . و شاهزادهء جهاندار به جلدو « 2 » و جايزهء آن فتح نامدار ، قورچىباشى و ساير امراء و اعيان سپاه ظفرپناه را به جلايل عنايت شاهانه سرافراز فرموده به منتهاى مآرب ايشان رسانيد . بعد از اين فتح نمايان ، تبريزيان كه از راه وقوع قتل عام ، اسير
--> ( 1 ) - اخترمه - اسب و سلاح و بار و بنهء دشمن كه پس از كشتن وى تصاحب كنند ( معين ) . ( 2 ) - جلدو - انعام و عطيه و عوض خدمت ( فرهنگ نظام ) .