محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
712
خلد برين ( فارسى )
ديگر آن كه بعد از فرار پادشاهزادهء تاتار چون كوكبهء سلطان بهار از ساحت گلزار ، بار سفر بسته بود موكب همايون شاهزادهء عالى مقدار نيز از دار السلطنهء تبريز به ييلاقات اشكنبر كلنبر و بازار چائى نقل مكان نمود . و در مدت اقامت ييلاقات مزبور كه قرب دو ماه امتداد يافت محمدى خان تخماق ، بيگلربيگى چخور سعد كه بعد از تسخير قلعهء ايروان در آن نواحى ، بىسر و سامان روزگار مى - گذرانيد در موضع ساغرى بلاغى به معسكر ظفر قرين پيوسته با وجود بىسر و سامانى ، قوشون خود را آراسته و پيراسته از نظر انور گذرانيد . در خلال اين احوال خبر آمدن سردار در معسكر ظفر شعار انتشار و اشتهار يافته منشأ قيل و قال سپاه ظفر پناه گرديد . بعد از تقديم مشورت با امراى بهرام صولت ، مصلحت دولت مقتضى آن گرديد كه احكام مطاعهء لازم الاطاعه به اسم امراى نامدار و عساكر نصرت شعار ممالك محروسه عز اصدار يافته مصحوب مسرعان قمر مسير به ايوار و شبگير روانه گردانيدند . همچنين مناشير عاطفت و استمالت به اسم محمد خان و ولى خان و مسيب خان و كل امراى طايفهء تكلو و تركمان به اين مضمون عز صدور يافت كه چون طوايف قزلباش بنا بر صوفيگرى و يكجهتى كه نسبت به اين دودمان و الا شان دارند جان باختن را در راه مرشد و ولى نعمت خود ادنى پايهاى از مدارج اخلاص خود مىدانند اگر امير خان به ازاى انحراف از جادهء اطاعت و اخلاص به سزا و جزاى خود رسيده باشد ساير امراء و غازيان تكلو و تركمان را از آن چه نقصان ؟ شايان شيوهء عقيدت و اخلاص آن كه چون ادهم خان كه از جملهء ايشان است بر مدارج اعزاز و احترام ارتقا دارد و پيوسته منظور انظار عاطفت و عنايت است ايشان نيز سوداى بيجاى خيالات فاسده را به استنشاق آب انابت ، از دماغ زايل كرده با جهان جهان اميدوارى خود را به شرف خدمت و عز ملازمت سرافراز فرمايند و يقين شمرند كه اطوار ناملايم كه از ايشان زبانزد جهانيان است با اخلاص و ارادت موروثى منافات