محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
669
خلد برين ( فارسى )
نمودند روى گشاده از دروازه نديده برج و بارهء حصار را مضبوط و مستحكم ديدند ، و چون دانستند كه شاهزادهء عالم و عالميان چون جان به بدن قلعهء هرات داخل شده و عليقلى خان و ساير فدويان جانفشان تا جان در تن و رمق در بدن دارند دقيقهاى از دقايق قلعه - دارى فرو نمىگذارند كيفيت واقعه را عرضه داشت پايهء سرير خلافت مصير گردانيده مترصد صدور فرمان گرديدند . امراء و اركان دولت قاهره چون بر مضمون عريضهء مرتضى - قلى خان و اتباع اطلاع حاصل نمودند به حكم تكليف ما لا يطاق ، تيغ زبان بر ايشان كشيده به عرض رسانيدند كه مىبايست مرتضى قلى - خان و رفقا در همان شب با اسبان از كار بازمانده خواب و آرام را بر خود حرام كنند و پيشتر از آن كه شاهزاده و عليقلى خان داخل شهر شوند خود را از غوريان به شهر رسانيده به ضبط آن قيام نمايند . و چون اين حركت از وسع طاقت بيرون بود خاقان عليين آشيان به محاصرهء هرات اشارت فرموده موكب ظفر قرين نيز بر اثر خبر در شهر ، بار اقامت گشود و مدرسهء خاقان مزبور به نزول خاقان روزگار و شاهزادهء جهاندار ، غيرت گلزار و رشك نوبهار گرديده كارخانجات پادشاهى نيز در بيوتات آن مدرسه اقامت گزيدند . و چون ميرزا سلمان ، نظام كارخانهء سلطنت را به وجود خود موقوف و معطل مىشمرد خانهاى در جوار دولتخانه به هم رسانيده رخت اقامت به آنجا كشيد و هر يك از امراء در يكى از دروازههاى هرات فرود آمده شهر هرات را دايره كردار در ميان گرفتند و به تهيهء اسباب قلعه گشايى و بردن جرو سيبه مشغول گرديدند . و چون در معركهء تير پل كه به خلاف رضاى اكثر امراى عالى شأن روى نموده بود ابو الفتح خان شاملو ولد اغوز خان و قباد خان قاجار حاكم سبزوار و حاجى سلطان چعشاى « 1 » مشهور به كوتوال و ابراهيم خان برادر مرشد قلى خان و خوش خبر خان و از زمرهء اهل قلم ، ميرزا محمد كرمانى وزير سابق سلطان حسين خان
--> ( 1 ) - در عالم آراى عباسى : « حاجى سلطان جغتاى » .