محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

664

خلد برين ( فارسى )

يكباره خاطر مرشد قلى خان به عواطف بىكران خرسند و شادان باشد خدمتش را به تشريفات شاهانه ، لباس اعزاز و امتياز در بر كردند . بعد از صدور عنايات مذكور موكب همايون از پاى حصار كوچ كرده در مقامى مناسب كه بر سر راه هرات و شارع مشهد مقدس معلى واقع بود نزول اجلال فرمود و منتظر ورود مرشد قلى خان بودند ، كه ناگاه بىاختيار توجه به صوب دار السلطنهء هرات روى نمود . گفتار در ذكر توجه بىاختيار موكب ظفر شعار به جانب دار السلطنهء هرات و وقوع محاربه فى ما بين سپاه عراق و لشكر خراسان و انهزام سپاه خراسان و وقايعى كه در خلال اين احوال روى نمود چون به شرحى كه رقمزدهء كلك وقايع نگار شد ماهچهء رايت ظفر آيت خاقان گردون منزلت پرتو وصول بر سر دو راه افكند در آن اثنا خواجه عبد المؤمن هروى كه از اقوام و اقارب خواجه اختيار منشى بود از دار السلطنهء هرات وارد اردوى معلى گرديده خبر رسانيد كه عليقلى خان به اتفاق امراء و اتباع خود كه در هرات بودند به قصد امداد و معاونت مرشد قلى خان در ركاب شاهزادهء عالم و عالميان از شهر نقل مكان نموده در غوريان بار اقامت گشوده‌اند و با آن كه به يقين مىدانند كه معارضهء لشكر خراسان با جنود سعادت ورود عراق از قبل معارضهء قطره به دريا و ذره به خورشيد جهان آراست خاطر خود را به اين انديشه جمع دارند كه چون خبر جرأت ايشان به تقريب اين حركت به اولياى دولت ابد مدت رسد بالبديهه موكب جاه و جلال به عزم گوشمال وى به استقبال ايشان شتافته مرشد قلى خان از تنگناى محاصره خلاصى خواهد يافت ، و بعد از قرب ورود جنود مسعود به آن حدود چون خبر آزادى مرشد قلى خان از زندان محاصره