محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
661
خلد برين ( فارسى )
زمانهء فتنهگر از در مدارا و مواسا درآمده قرار به آن دادند كه رخت اقامت از رهگذر سيلاب حوادث به كنار كشند و جنگ صف را از ميانه بر طرف شمرده هر يك خود را به قلعه و حصار متعلقه به خود رسانند و به اهتمام تمام به استحكام قلعه و تهيهء اسباب قلعهدارى پرداخته به سپردارى حصانت حصار و متانت ديوار ، دم تيغ جرأت لشكر ظفر خاصيت عراق را از خود برگردانند . به اين انديشهء صائب از سبزوار رايت مراجعت افراخته مرشد قلى خان قلعهء تربت حيدريه را محل اقامت و مقام استقامت خود ساخت و موكب جهانگشاى شاهزادهء عالم و عالميان به صوب صواب [ 143 ] دار السلطنهء هرات روان شده ماهچهء رايت فيروزى آيت آن حضرت بر ساحت آن مملكت پرتو وصول انداخت و هر يك از امراى عالى شان رخصت انصراف يافته به ولايت خود شتافتند . اما چون خبر مراجعت عليقلى خان و ساير امراى خراسان به موكب ظفر قران خاقان عليين آشيان [ رسيد ] الويهء دولت و اعلام فتح و نصرت بر اثر ايشان به صوب صواب دار السلطنهء هرات روان گرديد ، و مرتضى قلى خان و جمعى از امراى خراسان كه طريق متابعت وى مىسپردند در عرض راه به سايهء چتر همايون فال پادشاهى پناه برده با امراء و اركان دولت ابد مدت ، حرف اقتدار مرشد قلى خان و سنگ راه بودن وى را در ميان آوردند و آراء همگى بر آن اتفاق نمود كه تا به گوشمال مرشد قلى خان نپردازند امرى ديگر را پيشنهاد همت نسازند . از اين راه عنان عزيمت شاه و سپاه به صوب قلعهء تربت كه آرامگاه مرشد قلى خان بود معطوف گرديده در اندك روزى به ظاهر آن حصار استوار رسيدند و جنود ظفر ورود بر اطراف و جوانب آن قلعه فرود آمده دست جرأت به استعمال اسباب قلعهگشائى گشودند و به نيروى بازوى قوى دستى در اندك فرصتى به بردن جر و سيبه ، راههاى پهناور در زير زمين مرتب داشته به انداختن توپهاى اژدر مهابت رعدآوا ، غريو و ولوله در گنبد خضرا انداختند . مرشد قلى خان كه به پشتگرمى دولت جوان شاهزادهء عالم و